کد خبر: 1213 زمان انتشار: 20:01:42 - 1399/11/10
گیتی اعتماد: معماری امروز ایران ملغمه ای ناگفتنی است

گیتی اعتماد مطرح کرد:معماری امروز ایران ملغمه ای ناگفتنی است

به گزارش پایگاه " اخبار معماری  "  به نقل از صما، «اولین ها» را عموما تاریخ فراموش نمی کند، اما صفحه های مجازی و حقیقی تاریخ معماری معاصر ما از یاد و نام «اولین» نسل زنان معمار خالی است. صرفا نگاهی به صفحه ویکی پدیای فارسی با رده زنان معمار اهل ایران نشان می دهد که این نسل چگونه به باد فراموشی گرفته شده اند. غبار فراموشی در وضعیتی بر آثار نسل نخست زنان معمار ایران فرو ریخته است که معماری کردن زنان در تاریخ معماری ایران عملا امری اگر نگوییم بی سابقه بسیار کم سابقه بود. کمتر از ۱۰ سال پیش عرصه ای که عمدتا در ید مردان بود با چرخشی فرصت را به زنان نیز می دهد. نکتار آندروف پاپازیان را نخستین زن معمار معاصر ایران می دانند. حالا سومین گفت وگو در این زمینه را پیش رو دارید با یکی از نخستین زنان معمار؛ گیتی اعتماد.

تعداد آنها انگشت شمار است، تعداد آنها که از زمان تحصیل در دهه های نخست شکل گیری دانشکده هنرهای زیبا تاکنون در عرصه عمل فعال باقی مانده باشند، انگشت شمارتر. «گیتی اعتماد» یکی از فارغ التحصیلان نخستین دانشکده معماری در ایران است که در بازخوانی تاریخ حضور زنان در عرصه معماری چندان به جداکردن زنان و مردان در عرصه نگاه خوشبینانه ای ندارد. گیتی اعتماد، متولد ۱۳۲۲ در شیراز، یکی از پرکارترین شهرسازان زن ایران است که از زمان تحصیل رشته معماری در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران فعالیت حرفه ای خود را آغاز کرد. گرچه آغاز راه او در دانشکده از دل رشته معماری گذشت، اما مسیر حرفه ای او با کار در دفتر فنی وزارت کشور در دهه ۴۰ و گذراندن دوره دکترا در رشته شهرسازی در دانشگاه تهران و دانشگاه لندن بیشتر در حوزه شهرسازی متمرکز ماند. گیتی اعتماد حالا مدیر عامل مهندسان مشاور طرح و معماری است، تدریس در دانشگاه شیراز در دهه ۴۰ و تدریس در دانشگاه ملی در دهه ۵۰، تالیف کتاب شهرنشینی در ایران و تالیف و ترجمه ده ها مقاله در حوزه شهرسازی تنها بخشی از دهه ها فعالیت حرفه ای اوست. پیش از این گیتی اعتماد در گفت وگوهای متعددی به فعالیت های خود در حوزه شهرسازی پرداخته است. این گفت وگو اما نگاهی مستندنگارانه به حضور زنان در عرصه آکادمیک و عمل معماری در نخستین دهه های شکل گیری این رشته در ایران است. رشته ای که این شهرساز و معمار خود را از نسل نخست زنان آن نمی داند و فراتر از آن، جدا کردن زنان و مردان را در عرصه عمل درستی نمی داند. شرح این گفت وگو را در ادامه می خوانید.

لطفا از سابقه تحصیل خود در رشته معماری بگویید. شما جزو کدام دوره ورودی معماری بودید؟ در چه سالی و با چه انگیزه ای وارد رشته معماری شدید.

من در سال ۱۳۴۰، پس از گرفتن دیپلم ریاضی از مدرسه بهشت آیین اصفهان، به تهران آمدم و در کنکور شرکت کردم. در آن زمان کنکور هنوز سراسری نشده بود و من در حدود ۱۰ کنکور دانشکده ها و رشته های مختلف شرکت کردم که در همه آنها با رتبه نسبتا بالا قبول شدم. از جمله رشته ریاضی دانشکده علوم دانشگاه تهران که در این رشته نفر دوم شدم و در دانشکده فنی دانشگاه تهران نفر بیست و دوم شدم. اما از اول قصدم تحصیل در رشته معماری در دانشکده هنرهای زیبا بود، چون هم به ریاضیات و هم به نقاشی علاقه زیادی داشتم و به توصیه یکی از نزدیکانم فکر کردم معماری رشته مناسبی است. بعد از چند هفته که در دانشکده فنی، رشته راه و ساختمان، مشغول به تحصیل بودم، بالاخره نتیجه کنکور دانشکده هنرهای زیبا را دادند و من با خوشحالی پرونده تحصیلی خودم را از دانشکده فنی گرفتم. خیلی ها آن زمان دلخور بودند که کسی دانشکده به قول آنها، هنرها را به دانشکده فنی ترجیح بدهد زیرا در آن سال ها که هنوز دانشگاه صنعتی شریف (آریامهر سابق) تاسیس نشده بود، مهم ترین دانشکده فنی در ایران، دانشکده فنی دانشگاه تهران بود. من پس از گرفتن پرونده ام با عجله در دانشکده هنرهای زیبا ثبت نام کردم و در آنجا خیلی مورد استقبال قرار گرفتم که دانشکده هنرها را به همه ترجیح داده ام.

احیانا در زمان تحصیل خود اطلاع داشتید که نخستین نسل فارغ التحصیلان زن در رشته معماری در ایران چه کسانی هستند و به چه فعالیتی مشغول هستند؟

زنان یا دختران دانشجو سال های قبل از ما بعضی ازدواج کرده بودند و بچه دار شده بودند و اغلب دانشکده را نیمه تمام رها کرده بودند. یا بعضی بعد از سال ها برای گذراندن پروژه دیپلم می آمدند که برایشان دشوار بود. من هم همان سال ورود به دانشکده ازدواج کرده بودم و تصمیم گرفتم دانشکده را سریع و قبل از بچه دار شدن تمام کنم. بالاخره دوره فوق لیسانس پیوسته را طی مدت ۵ سال تمام کردم که تقریبا این مدت زمان بی سابقه یا لااقل کم سابقه بود. دانشجویان عموما دوره فوق لیسانس پیوسته را به طور متوسط ۷ سال تا ۹ سال تمام می کردند. خانم های فارغ التحصیل قبلی اغلب با همسران خود (که معمار بودند) کار می کردند یا اصلا کار نمی کردند و درگیر خانه و بچه شده بودند.

منابع دست اول درمورد تاریخ حضور زنان در عرصه معماری در ایران بسیار اندک است. گرچه نخستین ها را تاریخ به خاطر می سپارد اما از زنانی که برای نخستین بار در ایران به عرصه معماری وارد شدند اطلاعات کمی موجود است. با این تفاسیر آیا شما خود را در زمره نسل نخست زنان معمار در ایران می دانید و آیا فکر می کنید اطلاق واژه نسل به نخستین فارغ التحصیلان زن در رشته معماری و زنان معمار ایران درست است؟

من خودم را از نسل اول نمی دانم چون دانشکده هنرهای زیبا سال ۱۳۱۷ تاسیس شد و تا سال ۱۳۴۰ که من وارد دانشکده شدم، ۲۳ سال گذشته بود و تعدادی از زنان از آنجا فارغ التحصیل شده بودند.

فضای آموزش معماری و حضور زنان در این حیطه را در پیش از انقلاب چطور می بینید؟ این فضا در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به چه شکلی بود؟ احیانا حضور زنان در این فضای مردانه با چالش روبه رو می شد؟

من هرگز نه هنگام تحصیل در دانشکده هنرهای زیبا و نه در فضای کار- که خوشبختانه همه حوزه ها را در بخش دولتی، خصوصی، دانشگاه و مهندسین مشاور تجربه کردم- از اینکه زن بودم احساس ناراحتی یا عدم پذیرش از سوی جامعه یا کارفرما نکردم و در مواردی کاملا برعکس بود! مثلا در زمان تحصیل در دانشکده از سال دوم آتلیه های معماری به دو گروه تقسیم می شدند، گروه های فروغی سابق و اعتصام- میرفندرسکی آندرف. من تنها زن آن آتلیه بودم، چون بقیه به آتلیه دوم، آندرف رفتند. از این رو بسیار مورد محبت و حمایت همه بچه های آتلیه بودم. اولین تجربه کاری من به صورت پاره وقت در دفتر فنی خود دانشکده بود زیرا این دفتر داخل دانشکده قرار داشت و بعد به دعوت دکتر اعتصام در دفتر ایشان، شرکت امکو، مشغول شدم و از همان اول- با آنکه هنوز پایان نامه ام را دفاع نکرده بودم- به عنوان مسوول دفتر فنی کار می کردم. البته فقط در یک مورد برای یک معمار سنتی کمی ثقیل بود که مسوول دفتر فنی، یک زن خیلی جوان باشد و به او بگوید که چه کار کند و چه کار نکند. من آن زمان حدود ۲۲ سال داشتم. او البته کم کم این مساله را پذیرفت و به آن عادت کرد و به غیر از آن هرگز چنین تجربه ای نداشتم.

از هم دانشگاهی های شما چند نفر زن بودند و چند نفر از آنها مانند شما وارد حرفه معماری و شهرسازی شدند؟

از ۷ نفر هم دوره ای های من یکی در شهرداری مشغول به کار شد، دو نفر با همسران خود دفتر مشترک داشتند و به خوبی موفق بودند، دو نفر مهاجرت کردند و یکی را می دانم که در این رشته ادامه نداد. از بقیه خبر ندارم.

شما زمانی که به عنوان معمار و شهرساز مشغول به فعالیت شدید، احیانا وضعیت حضور زنان در دفاتر معماری و شهرسازی را چگونه ارزیابی می کردید؟ برای مثال آیا زنان معمار گرایشی داشتند که مشغول پروژه های خاصی باشند؟ یا مثلا پژوهش را به کار حرفه ای ترجیح بدهند؟

اصولا این جدا کردن زنان و مردان در حرفه را زیاد نمی پسندم و تا حدی کاذب می دانم. زنان هم مثل مردان سلیقه های مختلف یا فرصت ها، هدف ها و مشکلات مختلفی دارند. درست نیست که همه را در یک ویژگی طبقه بندی کنیم. البته درگیری زنان در خانه ممکن است گاهی مانع کار شود یا مثلا سفرهای کاری که برای زنان بچه دار مشکل است. اما هرگز بچه دارشدن هم نتوانست کارم را متوقف کند. البته همسرم در این میان بسیار کمک حال بود. مثلا با او و ماشین خودمان با یک بچه چند ماهه و پرستارش یک سفر کاری به سنندج و اطراف آن کردیم. یا بعدها که بچه ها کمی بزرگ تر شدند، گاه بچه ها را در خانه نزد او و پرستارشان می گذاشتم و سفرهای کاری را انجام می دادم. من خودم در کنار کار حرفه ای، بسیار علاقه مند به کار تحقیق بودم و کارهایی در این زمینه انجام دادم که بعضی چاپ شده اند. تعدادی از خانم ها هم در این زمینه می شناسم که به کار تحقیق علاقه مند بودند، اما این مربوط به مرد و زن بودن نیست.

فکر می کنید زنان معمار در ایران، چه پیش و چه پس از انقلاب دستاورد خاص یا گرایش خاصی را دنبال کرده اند؟ آیا می توان نوآوری فکری یا عملی خاصی را صرفا به حضور زنان به عنوان معمار در عرصه اطلاق کرد؟

خیر، همان طور که اشاره کردم، زنان هم مانند مردان ویژگی ها و سلیقه های مختلفی دارند در زمینه های مختلف کار کرده اند و دستاوردهای مختلفی داشته اند، باز از خودم می گویم که بیشتر از سلیقه و خواسته ام اطلاع دارم، من به کارهای تحقیقاتی، کارهای اجتماعی، آشنایی با اقشار مختلف مردم، نیازها و ویژگی ها، مشکلات و توان های مردم بسیار علاقه مندم و خوشحالم که رشته شهرسازی را انتخاب کردم که این امکان را حین تماس و مطالعه مردم از گروه های مختلف به من می دهد.

پیش از انقلاب در کنگره رامسر معماران زن مطرح جهانی به ایران سفر کردند و یکی از نخستین گردهم آیی زنان معمار در جهان شکل گرفت. فکر می کنید زنان معمار ایرانی توانستند از این کنگره بهره بگیرند؟

من خودم در آن کنگره حضور داشتم، بله سمینار جالبی بود. دیدن مثلا جین آندرو که یک مهندس مشاور معروف در انگلستان برایم جالب بود. اما من اصولا از این جدایی زنان و مردان، سمینار زنان و سمینار مردان زیاد راضی نیستیم. به نظرم کمی حمایت اضافی است و برعکس تصور همه که این چنین کارهایی ارزش دادن به زنان است، به نظر من چنین نیست.

با مطالعه آثار برخی از معماران زن مثل نوشین احسان می توان اقلا در ساحت پلان و فرم شاهد تلاش برای تلفیق نشانه ها یا نمادهایی از معماری گذشته ایران در دل جریان معماری مدرن ایران بود. آیا فکر می کنید پیش از انقلاب زنان معمار در خط و عمل استقلال فکری داشتند یا متاثر از همکاران یا همسران مرد خود به سبک های مختلف اقبال نشان می دادند؟

نمی توان همه را یکسان و در یک گروه گنجاند. زنانی بودند که در سایه همسران خود قرار داشتند و البته این بستگی به ویژگی های همسر آنها، اینکه چقدر مردسالار و خودخواه باشند، داشت. البته همه زنان هم مانند من همسران شان معمار نبودند.

حالا کمتر از یکصد سال از حضور زنان در عرصه معماری در ایران می گذرد، فکر می کنید در حال حاضر زنان معمار ایران در کجای تاریخ معماری هزاران ساله ایران ایستاده اند؟

جواب این سوال نیاز به یک کار تحقیقاتی بسیار گسترده دارد. مسلم است که در طول تاریخ ایران، قرن هایی بوده اند که در آنها اغلب زنان کوچک ترین امکانات آموزشی نداشتند. مثل مادربزرگ من، او با آنکه خانواده نسبتا مرفهی داشت، فقط خواندن می دانست و می گفت در زمان نوجوانی او، نوشتن برای زنان ممنوع بود، چون فکر می کردند که با نوشتن زنان می توانند با مردان غریبه ارتباط مکاتبه ای پیدا کنند. البته در این محدودیت ها شاهد حضور زنانی مثل قره العین بودیم و در مشروطه نیز زنان بسیاری بودند که مبارزه و فعالیت می کردند و تقریبا نامی از آنها در تاریخ مشروطه به چشم نمی خورد. حالا هم به نظرم زنان موفقی هم در ایران و هم خارج از ایران داریم که با موفقیت فعالیت می کنند.

پیش از انقلاب کدام رویکرد را در معماری ایران قالب می دانستید؟ کارکرد بنا یا تلاش برای احیای گوشه هایی از معماری گذشته ایران؟

نمی توان گفت یکی از این دو غالب بودند، شاید بگوییم هیچ کدام غالب نبودند. در بعضی کارها مانند کارهای کامران دیبا، کاربرد فضاها با عناصر معماری ایران را می دیدیم که نمونه آن را می توان شوشتر نو، اثر کامران دیبا و مهمانسرای فارس، اثر کیوان خسروانی دید؛ اما در بعضی موارد کاربرد معماری مدرن اروپایی و توجه به عملکرد ارجح بود.

بزرگ ترین چالش معماری و معماران امروز ایران را در چه می دانید؟ آیا به نظر شما معماری امروز ایران صرفا تکرار ایده ها و اندیشه های خارجی است یا ریشه هایی از شکل گیری جریان جدید یا حتی سبک را در آن ملاحظه می کنید؟

امروز که معماری ایران ملغمه ای نگفتنی است. از معماری به اصطلاح سبک رومی، که توسط عده ای نوکیسه و معماران نوکیسه تر رواج یافته است تا برج های آلومینیوم و شیشه ای. البته در این میان معماران متعهد و خوبی هم هستند که هم به اقلیم و مصالح مناسب بومی و هم به موضوع محیط زیست و زیبایی می اندیشند و هم به هماهنگی در عناصری که به کار می برند، اما متاسفانه تعداد آنها کم و کارفرمای متقاضی این چنین معماری کمتر است.


ارسال نظر


رویداد
کلیه حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ می باشد.