کد خبر: 3492 زمان انتشار: 00:22:33 - 1405/01/23
اختصاصی رسانه تخصصی اخبار معماری؛ هویت معماری در بزنگاه بحران؛ وظیفه جامعه در پاسداری از تاریخ

در روزهایی که شهرها بیش از پیش با تهدیدهای محیطی، انسانی و ساختاری روبه‌رو هستند، حفاظت از بافت تاریخی تنها یک اقدام فرهنگی نیست؛ بلکه عملی شهروندی است برای حفظ حافظه جمعی و تقویت تاب‌آوری شهری. میراث معماری، امروز به عنوان ستون هویت و معنای زندگی شهری، نقشی کلیدی در تداوم حیات اجتماعی و پایداری آینده دارد.

در هر دوره‌ای که شهر با تهدید، بحران یا آسیب‌پذیری روبه‌رو می‌شود -خواه این آسیب از جنس بحران‌های طبیعی مانند زلزله و فرسایش، خواه به‌واسطه فشارهای انسانی، توسعه‌های شتاب‌زده، بی‌برنامگی، یا هر عامل خارجی دیگر- نخستین لایه‌ای که باید مورد صیانت قرار گیرد، لایه‌ی هویت و تاریخ شهری است. این لایه، ریشه‌دارترین بخش حافظه‌ی جمعی است؛ همان چیزی که معمار و پدیدارشناس برجسته، کریستین نوربرگ-شولتز از آن با عنوان «روح مکان» یاد می‌کند. به باور او، «بدون وجود روح مکان، انسان از معنا و جهت محروم می‌شود». این معنا، در شهرهای ما بیش از هرجا در بافت‌های تاریخی، محلات اصیل، بناهای ارزشمند و نشانه‌های شهری متجلی است و به عنوان ستون اصلی هویت و معنای زندگی شهری، نقشی کلیدی در تداوم حیات اجتماعی و پایداری آینده ایفا می‌کند. در این شرایط، جامعه معماری و شهرسازی بیش از هر زمان دیگری مسئولیتی چندلایه بر دوش دارد. معماران، شهرسازان، مرمت‌گران، باستان‌شناسان، مدیران شهری، متخصصان محیط‌زیست، پژوهشگران تاریخ و فرهنگ، و همه فعالان حوزه‌ی هویت شهری، نه صرفاً به عنوان طراحان کالبد، بلکه به عنوان پاسداران حافظه ملی عمل می‌کنند. فرانک لوید رایت می‌گوید: «معماری مادرِ هنرهاست؛ زیرا بدون آن، زندگی انسان نظمی نخواهد داشت.» این «نظم»، همان پیوند میان تاریخ و زیست روزمره است و اگر این پیوند گسسته شود، جامعه دچار آشفتگی در معنا و بی‌ریشگی در هویت خواهد شد. بنابراین، حفاظت از بافت تاریخی، که تبلور این نظم و پیوند است، امری حیاتی برای بقای فرهنگی و اجتماعی جامعه محسوب می‌شود.

 

در مواجهه با شرایط تهدید یا آسیب‌پذیری شهری، مسئولیت معماران و شهرسازان چند گام اساسی را دربرمی‌گیرد؛ آن‌ها در ابتدا باید به شناخت و مستندسازی دقیق بافت تاریخی، آسیب‌ها، ارزش‌ها و لایه‌های معنایی بپردازند و سپس به تحلیل پیامدهای بحران بر ساختار شهری با هدف ارائه راهکارهای علمی برای پیشگیری از تخریب یا فرسایش بپردازند. همچنین، هدایت افکار عمومی به سوی اهمیت نگهداشت میراث معماری و تدوین طرح‌های حفاظتی و اضطراری که در زمان بحران امکان اقدام سریع و علمی را فراهم کند، از دیگر وظایف خطیر این حوزه است. حتی پس از وقوع آسیب، مسئولیت آن‌ها به بازسازی هویت‌محور، نه بازسازی صرفاً کالبدی، و همکاری میان‌رشته‌ای با تاریخ‌دانان، جامعه‌شناسان، متخصصان تاب‌آوری و مدیریت بحران محدود نمی‌شود؛ بلکه خلق ادبیات جدید در معماری معاصر که در عین نوگرایی، ریشه‌های فرهنگی را تقویت کند نیز بخشی از این رسالت است. این وظایف نشان می‌دهد که معماران و شهرسازان در بزنگاه‌های تاریخی، تنها طراح نیستند؛ آن‌ها حافظان خاطرات جمعی و بخشی از امنیت فرهنگی کشورند. همان‌گونه که آموس راپاپورت تأکید می‌کند: «محیط مصنوع، نتیجه مستقیم فرهنگ است، و فرهنگ تنها زمانی زنده می‌ماند که فضاهای حامل آن حفاظت شوند.» بنابراین حفاظت از بافت تاریخی، در واقع حفاظت از فرهنگ زنده‌ی جامعه است.

 

فراتر از نقش فردی متخصصان، نهادها و ساختارهای رسمی شهر نیز وظایفی بنیادین دارند. شهرداری‌ها، شوراهای شهر، سازمان‌های میراث فرهنگی، نهادهای مدیریت بحران، دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی باید نظام مدیریت بحران ویژه‌ی بافت تاریخی را طراحی کنند، طرح‌های تفصیلی و جامع را بازنگری کرده و از تعرض به هویت شهری جلوگیری نمایند، سامانه پایش مستمر میراث شهری ایجاد کنند، بودجه‌های حفاظت و مقاوم‌سازی را از حالت تزئینی به ضرورت تبدیل کنند، و برنامه‌های آموزشی و مشارکتی شهروندی برای حساس‌سازی عمومی تدوین نمایند. زیرا اگر مدیریت شهری نسبت به ارزش‌های تاریخی بی‌تفاوت باشد، جامعه نیز در برابر تهدیدها بدون سپر خواهد ماند و این بی‌تفاوتی می‌تواند عملاً به نابودی میراث منجر شود.

 

در شرایط آسیب‌پذیری شهرها، شهروندان نیز صاحبان مسئولیت‌اند؛ این مسئولیت علاوه بر جنبه فرهنگی، یک وظیفه ملی و هویتی است. شهروند می‌تواند و باید از هرگونه تخریب ناخواسته یا سودجویانه در بافت تاریخی جلوگیری کند، در ثبت و گزارش آسیب‌ها به متخصصان همکاری نماید، در برنامه‌های آموزشی و مردمی حفاظت مشارکت ورزد، هویت تاریخی شهر را ارزشمند بشمارد، نه مانعی برای توسعه، و در مطالبه‌گری از نهادهای رسمی فعال باشد، و از فعالیت‌های فرهنگی، پژوهشی و مستندسازی حمایت کند. زیرا همان‌گونه که کسی گذشته‌ی خود را پاس می‌دارد، باید گذشته‌ شهر خود را نیز محافظت کند؛ چرا که «هویت شهری، امتداد هویت فردی است» و درک این همبستگی برای حفظ انسجام اجتماعی بسیار حیاتی است. اگر تاریخ پاک شود، انسان نیز پیوستگی زمان را از دست خواهد داد و این امر نه تنها فرد، بلکه کل جامعه را در معرض خطر فراموشی قرار می‌دهد.

 

بافت تاریخی شهر، تنها مجموعه‌ای از بناهای قدیمی نیست؛ این بافت کلاس درس نسل‌هاست، حافظه ثبت‌شده شهر است، معیار سنجش کیفیت زندگی است، راهنمای توسعه آینده است، و پیوند میان انسان و سرزمین را برقرار می‌کند. به همین دلیل، در زمان تهدید، حفاظت از آن نه‌تنها یک کار فرهنگی، بلکه بخشی از امنیت روانی، اجتماعی و حتی توسعه‌ای کشور است. لوکوربوزیه می‌گوید: «شهر باید ظرف زندگی انسان باشد.» اما اگر این ظرف شکسته شود، محتوای زندگی نیز آسیب خواهد دید و این آسیب تنها فیزیکی نیست، بلکه عمیقاً بر هویت و معنای زیستن تأثیر می‌گذارد.

 

هویت شهری یک سرمایه استراتژیک است؛ سرمایه‌ای که اگر آسیب ببیند، آینده نیز تضعیف خواهد شد. میراث تاریخی، خانه دیروز نیست؛ خانه‌ای است که به امروز معنا می‌دهد و آینده را ممکن می‌کند. حفاظت از آن، حفاظت از زندگی است.

 

نگارش و تنظیم: پویا مودتی "معمار و پژوهشگر"

منابع

  • Norberg-Schulz, C. (1980). Genius Loci: Towards a Phenomenology of Architecture. New York: Rizzoli.
  • Rapoport, A. (1969). House Form and Culture. Englewood Cliffs, NJ: Prentice-Hall.
  • Wright, F. L. (1954). The Future of Architecture. New York: Horizon Press.
  • Le Corbusier. (1987). The City of To-morrow and Its Planning (F. Etchells, Trans.). Mineola, NY: Dover Publications. (Original work published 1925)
  • Lynch, K. (1960). The Image of the City. Cambridge, MA: MIT Press.
  • UNESCO. (2011). Recommendation on the Historic Urban Landscape. Paris: UNESCO Publishing.

 

 

 


ارسال نظر


رویداد

کلیه حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ می باشد.