گسترش زیرساختهای هوش مصنوعی و خدمات ابری، جغرافیای مراکز داده در اروپا را در حال بازنویسی است. در شرایطی که اتحادیه اروپا قصد دارد طی هفت سال آینده ظرفیت مراکز داده خود را تا سه برابر افزایش دهد، محدودیتهای انرژی، کمبود منابع آب و چالشهای اتصال به شبکه برق، توسعه این زیرساختها را به مسئلهای فراتر از فناوری تبدیل کرده است. اکنون این پرسش مطرح است که آیا آینده دیجیتال اروپا در شهرهای سنتی فناوری شکل خواهد گرفت یا اقلیمهای سرد و کمجمعیت شمال این قاره به مقصد جدید سرمایهگذاریهای زیرساختی تبدیل خواهند شد؟
به گزارش رسانه " اخـبــار معـمـاری "، برآوردهای اتحادیه اروپا نشان میدهد تحقق اهداف توسعه زیرساختهای دیجیتال به سرمایهگذاری بین ۲۵۰ تا ۵۰۰ میلیارد یورو نیاز دارد. با این حال، توسعه مراکز داده دیگر تنها به دسترسی به زمین و سرمایه وابسته نیست. عواملی همچون ظرفیت شبکههای برق، منابع آبی، شرایط اقلیمی و سیاستهای زیستمحیطی به معیارهای تعیینکننده انتخاب محل استقرار این پروژهها تبدیل شدهاند. به همین دلیل، کشورهای حوزه اسکاندیناوی شامل فنلاند، نروژ، سوئد و دانمارک بیش از گذشته مورد توجه سرمایهگذاران قرار گرفتهاند.
مزیت اصلی شمال اروپا در اقلیم آن نهفته است. دمای پایین هوا امکان استفاده از سامانههای خنککننده طبیعی را در بخش قابل توجهی از سال فراهم میکند و وابستگی مراکز داده به سیستمهای پرمصرف سرمایشی و منابع آب را کاهش میدهد. این ویژگی نهتنها مصرف انرژی را کاهش میدهد، بلکه میتواند هزینههای عملیاتی و اثرات زیستمحیطی پروژهها را نیز به میزان قابل توجهی کنترل کند. در شرایطی که اتحادیه اروپا در حال تدوین نظام رتبهبندی زیستمحیطی جدیدی برای مراکز داده بر اساس شاخصهای مصرف انرژی و آب است، چنین مزیتهایی میتوانند در آینده بر اعتبار مالی پروژهها و حتی تصمیمات سرمایهگذاران تأثیرگذار باشند.
این جابهجایی جغرافیایی البته تنها به مسائل زیستمحیطی محدود نمیشود. شهرهای سنتی میزبان مراکز داده در اروپا که با عنوان FLAP-D شامل فرانکفورت، لندن، آمستردام، پاریس و دوبلین شناخته میشوند، امروز با محدودیتهای جدی زیرساختی مواجه هستند. زمان انتظار برای دریافت مجوز اتصال به شبکه برق در برخی کشورهای اروپایی به پنج تا ده سال رسیده و حتی برخی پروژههای جدید در بریتانیا باید تا دهه ۲۰۴۰ در صف اتصال به شبکه باقی بمانند. چنین شرایطی، ضرورت تمرکززدایی از توسعه مراکز داده را بیش از پیش آشکار کرده است.
در این میان، جنوب اروپا نیز با وجود چالشهای زیستمحیطی، جایگاه راهبردی خود را حفظ کرده است. اسپانیا بهواسطه موقعیت جغرافیایی خود به یکی از مهمترین دروازههای ارتباطی میان اروپا، آمریکای لاتین و شمال آفریقا تبدیل شده و پرتغال نیز با برخورداری از زیرساختهای ارتباطی گسترده، میزبان سرمایهگذاریهای چند میلیارد دلاری شرکتهای فناوری شده است. با این حال، محدودیت منابع آب در مناطقی همچون شمال ایتالیا و بخشهایی از اسپانیا، توسعه مراکز داده را به مسئلهای حساس در حوزه مدیریت منابع طبیعی تبدیل کرده است.
تحولات کنونی نشان میدهد معماری و برنامهریزی مراکز داده نیز در حال تغییر است. اگر در گذشته نزدیکی به بازارهای مصرف و مراکز شهری مهمترین معیار انتخاب محل پروژهها بود، امروز پایداری زیستمحیطی به یکی از عوامل تعیینکننده طراحی این زیرساختها تبدیل شده است. دسترسی به انرژیهای تجدیدپذیر، امکان استفاده از سرمایش طبیعی، بازیافت آب و کاهش انتشار کربن، معیارهایی هستند که بهتدریج در کنار ملاحظات اقتصادی قرار گرفتهاند.
از سوی دیگر، اروپا همچنان در مقایسه با ایالات متحده و چین با چالشهای ساختاری متعددی مواجه است. بازارهای مالی پراکنده، تفاوتهای مقرراتی میان ۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا و نبود شرکتهای بزرگ بومی فعال در حوزه رایانش ابری و هوش مصنوعی، سرعت توسعه این زیرساختها را کاهش داده است. در حالی که آمریکا و چین از بازارهای مالی عمیق و سیاستهای متمرکزتری برای توسعه زیرساختهای دیجیتال بهره میبرند، اروپا ناگزیر است میان اهداف بلندپروازانه خود و محدودیتهای موجود تعادل برقرار کند.
شاید مهمترین تحول این دوره، تغییر نگاه به مراکز داده باشد. این ساختمانها دیگر تنها مجموعهای از سرورها و تجهیزات پردازشی نیستند، بلکه به بخشی از زیرساختهای حیاتی شهرها و کشورها تبدیل شدهاند؛ زیرساختهایی که مصرف آب، انرژی، اقتصاد محلی و حتی سیاستگذاریهای اقلیمی را تحت تأثیر قرار میدهند. از این منظر، انتخاب محل استقرار یک مرکز داده، تصمیمی صرفاً فناورانه نیست، بلکه انتخابی درباره آینده توسعه شهری و زیستمحیطی نیز محسوب میشود.
مهاجرت تدریجی سرمایهگذاریها به شمال اروپا، بیش از آنکه یک تغییر جغرافیایی باشد، بازتابی از تغییر پارادایم توسعه زیرساختهای دیجیتال در جهان است. آینده مراکز داده احتمالاً نه در بلندترین ساختمانها یا قدرتمندترین پردازندهها، بلکه در توانایی آنها برای همزیستی با منابع طبیعی و جوامع محلی تعریف خواهد شد. پرسش اساسی این است که آیا اروپا خواهد توانست میان جاهطلبیهای دیجیتال خود و الزامات پایداری تعادلی پایدار ایجاد کند یا محدودیتهای زیرساختی، آینده رقابت فناوری این قاره را تحت تأثیر قرار خواهد داد؟
نگارش و تنظیم: پویا مودتی "معمار و پژوهشگر"
تصاویر از Getty Images و Moody's Ratings