کد خبر: 3615 زمان انتشار: 18:24:04 - 1405/04/28
اختصاصی رسانه تخصصی اخبار معماری؛ پایداری بدون داده ممکن نیست؛ آیا می‌توان به گزارش‌های پایداری اعتماد کرد؟ آینده پایداری به کیفیت داده‌ها وابسته است

در سال‌هایی که شرکت‌های بزرگ جهان یکی پس از دیگری از اهداف بلندپروازانه کربن صفر، مسئولیت اجتماعی و توسعه پایدار سخن می‌گویند، پرسشی اساسی بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است؛ آیا آنچه اندازه‌گیری نمی‌شود، واقعاً مدیریت می‌شود؟ گزارش تازه EcoVadis نشان می‌دهد مسئله اصلی پایداری دیگر صرفاً به میزان انتشار کربن یا مصرف انرژی محدود نیست، بلکه به بحرانی عمیق‌تر در زیرساخت داده‌های زنجیره‌های تأمین بازمی‌گردد؛ جایی که بسیاری از ادعاهای پایداری هنوز فاقد پشتوانه‌ای قابل سنجش هستند.

به گزارش رسانه " اخـبــار معـمـاری  "، پایداری در دهه گذشته از یک مزیت رقابتی به ضرورتی اقتصادی، اجتماعی و حتی سیاسی برای شرکت‌ها تبدیل شده است. گزارش‌های ESG امروز بخشی جدایی‌ناپذیر از ارزش‌گذاری کسب‌وکارها محسوب می‌شوند و سرمایه‌گذاران، دولت‌ها و مصرف‌کنندگان بیش از گذشته خواهان شفافیت هستند. با این حال، یافته‌های EcoVadis تصویری متفاوت از واقعیت ارائه می‌کند؛ ۸۰ درصد شرکت‌های ارزیابی‌شده فاقد فرآیند مستندی برای شناسایی یا مدیریت ریسک‌های پایداری در زنجیره تأمین خود هستند. این مسئله تنها یک ضعف مدیریتی نیست، بلکه نشان‌دهنده شکافی ساختاری میان «تعهد» و «توانایی تحقق آن» است.

اهمیت این موضوع زمانی آشکارتر می‌شود که بدانیم بخش عمده اثرات زیست‌محیطی و اجتماعی بسیاری از صنایع، نه در ساختمان مرکزی شرکت‌ها، بلکه در لایه‌های پیچیده و چندگانه زنجیره‌های تأمین آن‌ها شکل می‌گیرد. از استخراج مواد اولیه گرفته تا فرآیندهای تولید، حمل‌ونقل و توزیع، پایداری بیش از آنکه یک مسئله داخلی باشد، مسئله‌ای شبکه‌ای است. به همین دلیل، ناتوانی در اندازه‌گیری این اثرات به معنای ناتوانی در مدیریت آن‌ها خواهد بود.

آمارهای منتشرشده در این گزارش نیز گویای همین واقعیت است. ۷۳ درصد شرکت‌ها هیچ گزارشی از انتشار گازهای گلخانه‌ای بالادستی (Upstream Scope 3) ارائه نمی‌کنند و ۷۷ درصد نیز فاقد داده‌های مرتبط با انتشارهای پایین‌دستی هستند. در شرایطی که انتشارهای Scope 3 معمولاً بزرگ‌ترین سهم از ردپای کربنی سازمان‌ها را تشکیل می‌دهد، این خلأ اطلاعاتی اعتبار بسیاری از گزارش‌های پایداری را با پرسش‌های جدی مواجه می‌کند. مسئله صرفاً کمبود داده نیست؛ بلکه نبود سازوکارهایی است که بتوانند داده‌های قابل اعتماد، استاندارد و قابل ارزیابی تولید کنند.

شاید یکی از مهم‌ترین نکات این گزارش آن باشد که بحران پایداری امروز بیش از آنکه بحرانی فناورانه باشد، بحرانی معرفت‌شناسانه است؛ شرکت‌ها بیش از هر زمان دیگری ابزارهای دیجیتال، نرم‌افزارهای تحلیلی و سامانه‌های مبتنی بر هوش مصنوعی را برای مدیریت زنجیره‌های تأمین به‌کار گرفته‌اند، اما این ابزارها زمانی کارآمد خواهند بود که مواد اولیه آن‌ها، یعنی داده‌های معتبر، وجود داشته باشد.

بر اساس گزارش EcoVadis، ۶۸ درصد شرکت‌ها از ابزارهای هوش مصنوعی در برنامه‌های تأمین پایدار خود استفاده می‌کنند، اما حدود ۳۰ درصد تأمین‌کنندگان هیچ داده کربنی ارائه نمی‌کنند و ۲۶ درصد نیز تنها برآوردهای کلی و تجمیعی در اختیار شرکت‌ها قرار می‌دهند. این تناقض نشان می‌دهد که آینده هوشمند پایداری، پیش از آنکه به الگوریتم‌های پیچیده وابسته باشد، به کیفیت و قابلیت اتکای داده‌ها وابسته است.

در چنین شرایطی، مسئله صرفاً توسعه فناوری‌های جدید نیست، بلکه بازتعریف رابطه میان شرکت‌های بزرگ و شبکه تأمین‌کنندگان آن‌هاست. بسیاری از سازمان‌ها همچنان رویکردی مبتنی بر «انطباق مقطعی» را دنبال می‌کنند؛ دریافت پرسش‌نامه‌های سالانه یا اخذ امضا برای منشورهای اخلاقی، بدون آنکه فرآیندهای مستمر ارزیابی و توانمندسازی تأمین‌کنندگان شکل گرفته باشد. گزارش EcoVadis نشان می‌دهد تنها ۲۰ درصد شرکت‌ها ممیزی‌های حضوری انجام می‌دهند و تنها ۲ درصد از آن‌ها سازوکاری مستقل برای ثبت و پیگیری شکایات نیروی کار در زنجیره تأمین خود ایجاد کرده‌اند.

این داده‌ها یک پرسش مهم را پیش روی مفهوم معاصر پایداری قرار می‌دهد؛ آیا پایداری را باید مجموعه‌ای از شاخص‌ها و اهداف از پیش تعیین‌شده دانست یا آن را باید فرآیندی مستمر برای یادگیری، اندازه‌گیری و بهبود تلقی کرد؟ به نظر می‌رسد فاصله میان این دو نگاه، همان فاصله میان گزارش‌های پرزرق‌وبرق ESG و واقعیت‌های عملیاتی صنایع باشد.

در سال‌های اخیر، مفهوم «پایداری قابل اندازه‌گیری» به یکی از مهم‌ترین روندهای جهانی تبدیل شده است. شرکت‌ها دیگر صرفاً بر اساس وعده‌های زیست‌محیطی ارزیابی نمی‌شوند، بلکه کیفیت داده‌ها، روش‌های اندازه‌گیری و میزان شفافیت آن‌ها به بخشی از ارزش اقتصادی سازمان‌ها تبدیل شده است. به همین دلیل، زنجیره تأمین از یک موضوع صرفاً لجستیکی به مسئله‌ای راهبردی در حکمرانی سازمانی تبدیل شده است.

گزارش EcoVadis را می‌توان هشداری مهم برای آینده پایداری دانست؛ هشداری که نشان می‌دهد بزرگ‌ترین مانع تحقق اهداف ESG الزاماً کمبود فناوری یا سرمایه نیست، بلکه نبود زبان مشترکی برای سنجش، گزارش‌دهی و اعتبارسنجی داده‌ها در شبکه‌های پیچیده تأمین جهانی است.

شاید بتوان گفت که عصر جدید پایداری، عصر «قابل اندازه‌گیری بودن» است. در این جهان جدید، شرکت‌هایی موفق خواهند بود که نه‌تنها بتوانند از آینده‌ای سبز سخن بگویند، بلکه قادر باشند آن را با داده‌های دقیق، فرآیندهای شفاف و اثرات قابل سنجش اثبات کنند. زیرا پایداری، پیش از آنکه یک شعار سازمانی باشد، توانایی پاسخ دادن به این پرسش ساده اما بنیادین است؛ آنچه ادعا می‌شود، تا چه اندازه قابل اندازه‌گیری و قابل راستی‌آزمایی است؟

 

نگارش و تنظیم: پویا مودتی "معمار و پژوهشگر"

تصاویر از: Ecovandis


ارسال نظر


رویداد

کلیه حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ می باشد.