کد خبر: 3646 زمان انتشار: 10:44:32 - 1405/05/23
روایت اندیشه در معماری تبریز | بخش دوم تبریز؛ شهری که ژن خود را فراموش کرده است | بازآفرینی تبریز باید از شناخت هویت شهر آغاز شود

دکتر احد نژادابراهیمی در دومین بخش از گفت‌وگوی «روایت اندیشه در معماری تبریز»، مسئله اصلی بازآفرینی در این شهر را فراتر از اجرای پروژه‌های منفرد می‌داند و بر ضرورت شناخت «ژن شهری» تبریز تأکید می‌کند. او با مرور تجربه محور تاریخی ـ فرهنگی تبریز، مداخلات انجام‌شده در محله‌هایی مانند چوخورلار، پاساژ، درب گجیل و چهارراه منصور و همچنین وضعیت باغ‌ها، بازار، محله‌های تاریخی و میراث صنعتی شهر، معتقد است بسیاری از مداخلات بدون شناخت کافی از فرهنگ، معماری و ساختار تاریخی تبریز انجام شده‌اند. به اعتقاد او، بازآفرینی زمانی می‌تواند در تبریز معنا پیدا کند که حفاظت و احیای هویت شهری، مشارکت مردم و اصناف و بازگرداندن عناصر ازدست‌رفته شهر به یک مطالبه عمومی تبدیل شود.

در سلسله گفت‌وگوهای «اخبار معماری» با چهره‌های علمی و حرفه‌ای حوزه معماری و شهر، این بار دکتر احد نژادابراهیمی، معمار، پژوهشگر و استادتمام دانشگاه هنر اسلامی تبریز، مهمان این مجموعه است؛ چهره‌ای که سال‌ها در عرصه آموزش، پژوهش و فعالیت‌های حرفه‌ای معماری حضور داشته و از منظرهای مختلف به مسائل معماری، شهر و میراث فرهنگی پرداخته است.

در این گفت‌وگو، مجموعه‌ای از موضوعات و دغدغه‌های مرتبط با معماری و شهر مورد بررسی قرار گرفته است؛ از مسائل روز معماری، آموزش و پژوهش گرفته تا چالش‌های شهری، میراث معماری، هویت و تحولات معاصر. تلاش شده است بخشی از دیدگاه‌ها و تجربیات علمی و حرفه‌ای دکتر نژادابراهیمی درباره مسائل امروز معماری و شهر بازتاب یابد.

 

قسمت اول | بازآفرینی؛ وقتی واژه‌ها از معنا تهی می‌شوند

قسمت دوم | تبریز؛ شهری با یک ژن تاریخی و فرهنگی

قسمت سوم | اصالت و بازسازی؛ از خانه صدقیانی تا عمارت کلاه‌فرنگی

قسمت چهارم | آینده تبریز؛ از ال‌گلی تا میراث صنعتی

 

تبریز پیش از آنکه به بازآفرینی نیاز داشته باشد، به شناخت نیاز دارد

اگر در قسمت نخست این گفت‌وگو مسئله اصلی، تحول مفهوم «ساماندهی» تا «بازآفرینی» و فاصله میان معنای این مفاهیم و شیوه اجرای آنها بود، در این بخش پرسش یک گام جلوتر می‌رود: اگر قرار است تبریز بازآفرینی شود، دقیقاً چه چیزی باید بازآفرینی شود؟

پاسخ به این پرسش بدون شناخت ساختار تاریخی و فرهنگی شهر ممکن نیست. تبریز تنها مجموعه‌ای از بناهای تاریخی نیست؛ محله‌ها، باغ‌ها، بازار، عناصر دفاعی، خانه‌ها، کاروانسراها، کارخانه‌ها و فضاهای عمومی، در کنار تجربه زیسته مردم، شبکه‌ای از ارزش‌ها را ساخته‌اند که هویت شهر را شکل می‌دهد.

دکتر نژادابراهیمی از این مجموعه با تعبیر «ژن شهری» یاد می‌کند؛ مفهومی که در قسمت نخست نیز به آن اشاره شد و بر اساس آن، هر شهر باید ویژگی‌های منحصربه‌فرد خود را بشناسد و آنها را توسعه دهد.

از این منظر، مسئله تبریز فقط این نیست که کدام بنا باید مرمت شود یا کدام خیابان باید تغییر کند. مسئله این است که چه چیزی از ساختار تاریخی شهر باقی مانده، چه چیزهایی از میان رفته، کدام بخش‌ها هنوز قابلیت احیا دارند و چگونه می‌توان آنها را دوباره به زندگی شهری امروز پیوند داد.

 

محور تاریخی ـ فرهنگی تبریز چرا موفق نشد؟ | از منصور تا صاحب‌الامر؛ تجربه‌ای که باید در بازآفرینی تبریز بازخوانی شود | تبریز هنوز از تجربه محور تاریخی ـ فرهنگی خود درس نگرفته است

یکی از تجربه‌هایی که نژادابراهیمی در بحث مداخلات شهری تبریز به آن بازمی‌گردد، مفهوم «محور تاریخی ـ فرهنگی» است؛ مفهومی که به گفته او از سال ۱۳۶۹ مطرح و تعریف شد.

او می‌گوید مطالعات زیادی درباره این مفهوم انجام داده و نمونه‌ای که در مطالعات خود یافته، تجربه‌ای در ژاپن پس از جنگ جهانی بوده که به گفته او موفق نبوده و در نهایت برچیده شده است. با این حال، در ایران همچنان بر ادامه این رویکرد تأکید شده است.

در تبریز، این محور از خیابان منصور تا صاحب‌الامر تعریف شد و هدف، احیای این بخش از ساختار تاریخی شهر بود. اما به اعتقاد نژادابراهیمی، طرح نتوانست به هدف مورد انتظار دست پیدا کند؛ بخشی از مشکل نیز به این موضوع بازمی‌گشت که در کنار ایده احیای محور، موضوعاتی مانند «تنظیم مجدد زمین» وارد فرآیند مداخله شدند.

از نگاه او، تجربه این محور را نمی‌توان جدا از مداخلات مشابه در نقاط دیگر تبریز دید؛ زیرا به اعتقاد او، الگوهایی مشابه در چوخورلار، محله پاساژ، درب گجیل، چهارراه منصور و نقاط دیگر تکرار شدند.

مسئله اصلی از دید او، فقط شکست یک پروژه نیست؛ بلکه تکرار یک روش است.

تبریز را نمی‌توان با نسخه‌ای بیرون از فرهنگ و معماری آن بازآفرینی کرد | تنظیم مجدد زمین در تبریز؛ چرا یک روش واحد نمی‌تواند پاسخ‌گوی شهر باشد؟ | بازآفرینی تبریز بدون شناخت فرهنگ شهر به تعارض اجتماعی منجر می‌شود

نژادابراهیمی در ادامه بحث محور تاریخی ـ فرهنگی، به مسئله «تنظیم مجدد زمین» اشاره می‌کند و معتقد است استفاده از چنین روش‌هایی بدون توجه به ویژگی‌های فرهنگی و معماری زمینه، می‌تواند پیامدهای اجتماعی و فرهنگی داشته باشد.

او تأکید می‌کند که برای چنین مداخلاتی باید مدل متناسب با فرهنگ و معماری هر جامعه طراحی و از آن حمایت شود. در غیر این صورت، نتیجه می‌تواند ایجاد تعارض اجتماعی و فرهنگی باشد؛ تعارضی که به اعتقاد او در برخی نقاط تبریز نیز اتفاق افتاده است.

این نگاه در واقع ادامه همان بحث «ژن شهری» است: اگر هر شهر ویژگی‌های منحصربه‌فرد خود را دارد، روش بازآفرینی نیز نمی‌تواند بدون توجه به زمینه تاریخی، اجتماعی و فرهنگی آن انتخاب شود.

در مورد تبریز، به اعتقاد نژادابراهیمی، محله و بافت تاریخی بخشی از این زمینه هستند و نمی‌توان آنها را صرفاً به قطعاتی از زمین برای توسعه جدید تبدیل کرد.

 

سرمایه‌گذاری در تبریز باید در خدمت شهر باشد، نه جایگزین ضوابط شهر | بازآفرینی تبریز بدون قواعد روشن، هویت شهر را قربانی می‌کند | سرمایه‌گذار باید سود ببرد؛ اما کوچه، بافت و هویت تبریز باید حفظ شود

بحث سرمایه‌گذاری که در قسمت نخست مطرح شد، در اینجا مستقیماً با هویت تبریز پیوند پیدا می‌کند.

نژادابراهیمی معتقد است سرمایه‌گذار با هدف کسب سود وارد پروژه می‌شود و این مسئله را نمی‌توان نادیده گرفت. مسئله از نظر او، ایجاد تعادلی میان منافع اقتصادی سرمایه‌گذار و منافع فرهنگی و عمومی شهر است.

به اعتقاد او، قواعد و ضوابط باید از پیش مشخص کنند که چه چیزهایی باید حفظ شوند؛ از کوچه و معبر و خیابان گرفته تا تراکم و ساختار بافت. سرمایه‌گذار نباید این اختیار را داشته باشد که قواعد پروژه را بر اساس منافع خود تعریف کند.

در مورد تبریز، اهمیت این مسئله زمانی بیشتر می‌شود که سرمایه‌گذاری با خانه‌های تاریخی، محله‌های قدیمی یا فضاهای ارزشمند شهری درگیر باشد.

در چنین شرایطی، توسعه اقتصادی زمانی می‌تواند بخشی از بازآفرینی باشد که به جای حذف سرمایه فرهنگی شهر، در چارچوب ضوابط مشخص به حفظ و فعال‌سازی آن کمک کند.

 

تبریز گرفتار تب‌های معماری است؛ از تب تجاری تا موج هتل‌بوتیک | هتل‌بوتیک و آجر؛ وقتی یک الگو در تبریز به موج تبدیل می‌شود | تبریز به جای تکرار الگوها به فرهنگ‌سازی و ضابطه نیاز دارد

نژادابراهیمی برای توصیف بخشی از رفتارهای معماری و ساخت‌وساز در تبریز از تعبیر «تب» استفاده می‌کند.

به گفته او، تبریز در دوره‌های مختلف با موج‌های متفاوتی مواجه بوده است؛ در گذشته «تب تجاری» و امروز «تب هتل‌بوتیک». در این دوره، بسیاری به دنبال آن هستند که با بازسازی و مرمت یک خانه تاریخی، هتل‌بوتیک ایجاد کنند.

از نظر او، خود این جریان لزوماً مسئله‌ای منفی نیست. مسئله زمانی شکل می‌گیرد که یک الگو بدون ضابطه و بدون شناخت ظرفیت واقعی بناها و بافت تاریخی به یک موج عمومی تبدیل شود.

نمونه دیگر از نگاه او، استفاده از آجر است. به گفته نژادابراهیمی، آجر در گذشته در برخی نگاه‌ها متریالی محلی، زشت و نامرغوب تلقی می‌شد، اما با شکل‌گیری نمونه‌های خوب در شهر، دوباره به یکی از مصالح مورد توجه تبدیل شده است.

او معتقد است چنین جریان‌هایی باید مدیریت و ضابطه‌مند شوند و در کنار آنها، فرهنگ‌سازی، معرفی نمونه‌های موفق و طرح‌های حمایتی و تشویقی نیز شکل بگیرد.

در غیر این صورت، به اعتقاد او، ممکن است کارفرمایان، سازندگان و معماران از ادامه مسیرهای موفق فاصله بگیرند و تجربه‌های مثبت نیز به تدریج از میان بروند.

 

تبریز شهر عمارت‌ها بود؛ چرا بخش بزرگی از این حافظه از بین رفته است؟ | احیای بناهای تاریخی باید به مطالبه عمومی تبدیل شود | تبریز چه چیزهایی از هویت تاریخی خود را از دست داده است؟

در روایت نژادابراهیمی، مسئله هویت تبریز تنها به یک بنا یا یک محور تاریخی محدود نمی‌شود. او از تبریز به عنوان «شهر عمارت‌ها» یاد می‌کند و معتقد است بخشی از این ساختار تاریخی از میان رفته است.

از نگاه او، پرسش امروز این است که چرا بناها و فضاهایی که بخشی از حافظه تاریخی شهر بوده‌اند، به موضوع مطالبه عمومی برای احیا تبدیل نشده‌اند.

او از نمونه‌هایی مانند باغ صبا، هشت‌بهشت، باغ زنگلی و دیگر فضاهای تاریخی نام می‌برد و معتقد است این مکان‌ها باید شناسایی و در صورت امکان، احیا شوند.

در این نگاه، بازآفرینی فقط حفظ آن چیزی نیست که هنوز باقی مانده است؛ بلکه می‌تواند به معنای شناسایی بخش‌هایی از حافظه ازدست‌رفته و بررسی امکان بازگرداندن آنها به حیات شهری نیز باشد.

 

تبریز باغ‌شهر بود؛ از باغ‌های تاریخی شهر چه چیزی باقی مانده است؟ | باغ‌های تبریز؛ بخشی از ژن شهری که در حال فراموشی است | اگر تبریز باغ‌شهر بود، چرا باغ‌های تاریخی آن احیا نمی‌شوند؟

یکی از مهم‌ترین بخش‌های روایت نژادابراهیمی درباره هویت تبریز، به باغ‌های تاریخی شهر مربوط می‌شود.

او تبریز را «باغ‌شهر» می‌داند و می‌پرسد چه تعداد از باغ‌های شهری تاریخی آن باقی مانده‌اند. در روایت او، بخش‌هایی از باغ‌های حکم‌آباد و چای‌کنار هنوز باقی مانده‌اند، اما بسیاری از باغ‌های تاریخی شهر از میان رفته‌اند.

او از باغ کلانتر به عنوان یکی از نمونه‌هایی یاد می‌کند که نیازمند توجه است و در ادامه به صاحب‌آباد نیز اشاره می‌کند و این پرسش را مطرح می‌کند که چه بخشی از ساختار تاریخی آن باقی مانده و چه برنامه‌ای برای احیا و بازآفرینی آن وجود دارد.

از دید او، باغ‌های تاریخی صرفاً فضاهای سبز نیستند؛ آنها بخشی از ساختار هویتی تبریز بوده‌اند و حذف آنها به معنای حذف بخشی از ژن شهری است.

به همین دلیل، بازآفرینی باغ‌ها باید در کنار بازآفرینی بناها و محله‌های تاریخی دیده شود.

 

تبریز شهر دفاعی بود؛ چرا عناصر تاریخی آن احیا نمی‌شوند؟ | از دروازه‌های شهر تا کاروانسراها؛ لایه‌های فراموش‌شده هویت تبریز | هویت تبریز فقط در بناهای باقی‌مانده نیست؛ ساختار تاریخی شهر را باید دوباره خواند

نژادابراهیمی در ادامه، لایه‌های دیگری از هویت تاریخی تبریز را مطرح می‌کند: ساختار دفاعی شهر، دروازه‌ها، خانه‌های تاریخی، کاروانسراها و محله‌های هویتی.

او معتقد است تبریز شهری دفاعی بوده و بخشی از عناصر این ساختار می‌توانند موضوع احیا و بازآفرینی قرار گیرند. پرسش او این است که چرا دروازه‌های تاریخی شهر یا دیگر عناصر دفاعی، به موضوع مطالعات و مطالبه عمومی برای احیا تبدیل نمی‌شوند؟در کنار آن، خانه‌های تاریخی خاندان‌های بزرگ و کاروانسراهای تبریز نیز بخشی از این حافظه هستند.

از نگاه او، حفاظت از چنین عناصری نباید صرفاً به نگهداری منفعلانه محدود شود؛ بلکه باید درباره امکان احیا، فعال‌سازی و بازگرداندن آنها به زندگی شهری نیز فکر کرد.

 

محله‌های تاریخی تبریز باید احیا شوند، نه اینکه دوباره از نو تعریف شوند | از پاساژ تا منصور؛ اشتباهات گذشته در محله‌های تبریز نباید تکرار شوند | محله‌های تبریز بخشی از ژن شهری‌اند؛ بازآفرینی نباید آنها را حذف کند

محله یکی از مهم‌ترین مقیاس‌هایی است که در روایت نژادابراهیمی از بازآفرینی تبریز دیده می‌شود.

او بر ضرورت احیا و بازآفرینی محله‌های تاریخی تأکید دارد و معتقد است اتفاقاتی که در محله‌هایی مانند پاساژ و منصور رخ داده‌اند نباید تکرار شوند.

در این نگاه، محله فقط مجموعه‌ای از ساختمان‌ها نیست؛ بلکه شبکه‌ای از معابر، فضاهای عمومی، روابط اجتماعی، فعالیت‌ها و خاطرات جمعی است.

بنابراین اگر ساختار محله در فرآیند توسعه از بین برود، حتی اگر تعدادی از بناهای تاریخی باقی بمانند، بخش مهمی از هویت شهری نیز از دست خواهد رفت.

بازآفرینی محله‌های تاریخی تبریز، از این منظر، باید به حفظ و تقویت ساختار اجتماعی و کالبدی آنها توجه کند.

 

تبریز فقط شهر بازار و خانه‌های تاریخی نیست؛ میراث صنعتی آن نیز باید حفظ شود | از کارخانه برق لامع تا کارخانه آرد؛ میراث صنعتی تبریز را باید دوباره دید | میراث صنعتی تبریز بخشی از ژن شهری است که هنوز به‌درستی شناخته نشده است

در نگاه نژادابراهیمی، دامنه تاریخ معماری تبریز نباید به بناهای تاریخی متعارف محدود شود. کارخانه‌ها و بناهای صنعتی نیز بخشی از تحول اقتصادی، اجتماعی و معماری شهر را ثبت کرده‌اند.

او از خانه‌باغ خان، زندان تبریز، کارخانه برق لامع، کارخانه آرد تبریز، کارخانه فرجی، سامان میدانی و کارخانه آرد جهان به عنوان نمونه‌هایی نام می‌برد که نیازمند توجه و برنامه‌ریزی هستند.

به گفته او، کارخانه برق لامع در حال حاضر در مسیر بازآفرینی قرار دارد، هرچند خود او هنوز طرح آن را ندیده است.

اهمیت این بناها در نگاه او فقط به ارزش معماری آنها محدود نیست. این مجموعه‌ها بخشی از تاریخ صنعتی و اقتصادی تبریز را روایت می‌کنند و از همین جهت باید در تعریف میراث معماری و شهری شهر مورد توجه قرار گیرند.

 

بازار تبریز هنوز زنده است؛ اما بدون مدیریت شهری بخشی از ظرفیت خود را از دست می‌دهد | مردم و اصناف توانسته‌اند بازار تبریز را حفظ کنند؛ حالا نوبت مدیریت شهری است

بازار تاریخی تبریز در روایت نژادابراهیمی جایگاه متفاوتی دارد؛ زیرا در کنار انتقاد از وضعیت موجود، او به اتفاقات مثبتی که با همکاری اصناف و مردم در بازار رخ داده نیز اشاره می‌کند.

به اعتقاد او، مشارکت اصناف و مردم نشان داده است که حیات تاریخی بازار هنوز امکان تداوم دارد. با این حال، در دوره معاصر مشکلاتی مانند نبود مدیریت مناسب در حوزه فضای سبز، ترافیک، مسائل شهری و اجتماعی باعث شده‌اند بخشی از ویژگی و کارکرد مطلوب بازار تضعیف شود.

از این منظر، بازار تبریز نمونه روشنی است از اینکه بازآفرینی نمی‌تواند فقط به مرمت کالبد محدود شود.

بازار یک ساختار زنده است؛ ساختاری که حیات آن به حضور مردم، فعالیت اقتصادی، اصناف، دسترسی، فضای شهری و مدیریت مناسب وابسته است.

به همین دلیل، پرسش «چرا فکری به حال بازار تبریز نمی‌شود؟» در روایت نژادابراهیمی در واقع پرسشی درباره آینده حیات شهری بازار است، نه صرفاً وضعیت چند بنا یا گنبد تاریخی.

 

بازآفرینی تبریز بدون مطالبه عمومی ممکن نیست | مردم باید حافظه تاریخی تبریز را دوباره مطالبه کنند | از حفظ بنا تا مطالبه احیا؛ شهروندان چگونه می‌توانند آینده تبریز را تغییر دهند؟

یکی از مفاهیم محوری در روایت نژادابراهیمی، «مطالبه‌گری» است.

از نگاه او، بسیاری از عناصر هویت‌بخش تبریز از میان رفته‌اند یا در معرض فراموشی قرار دارند. بنابراین صرفاً انتظار داشتن از نهادهای رسمی برای احیای این عناصر کافی نیست؛ جامعه نیز باید نسبت به آنها حساس شود و بازگرداندن این فضاها را به مطالبه عمومی تبدیل کند.

او درباره باغ‌ها، خانه‌های تاریخی، محله‌ها، بناهای عمومی، عناصر دفاعی و میراث صنعتی، بارها این پرسش را مطرح می‌کند که چرا این مکان‌ها به موضوع مطالبه عمومی تبدیل نشده‌اند.

این رویکرد، بازآفرینی را از یک برنامه صرفاً مدیریتی به یک فرآیند اجتماعی تبدیل می‌کند.

در چنین شرایطی، مردم فقط مصرف‌کننده فضاهای بازآفرینی‌شده نیستند؛ بلکه می‌توانند بخشی از نیروی محرک برای شناسایی، حفاظت و احیای آنها باشند.

 

ژن شهری تبریز فقط در بازار نیست؛ باغ، محله، صنعت و میراث دفاعی هم بخشی از آن هستند | تبریز را نمی‌توان با چند بنای شاخص شناخت | بازآفرینی تبریز باید تصویر کامل شهر را دوباره بسازد

آنچه از مجموع روایت نژادابراهیمی در این بخش به دست می‌آید، تصویری چندلایه از تبریز است.

تبریز در این روایت، هم شهر بازار است، هم شهر عمارت‌ها؛ هم باغ‌شهر است، هم شهر محله‌های تاریخی؛ هم سابقه دفاعی دارد و هم میراث صنعتی.

به همین دلیل، نمی‌توان بازآفرینی را تنها به یک محور تاریخی، یک ساختمان شاخص یا یک پروژه شهری محدود کرد.

اگر قرار باشد مفهوم «ژن شهری» درباره تبریز معنا پیدا کند، باید مجموعه این لایه‌ها در کنار یکدیگر دیده شوند.

این همان نقطه‌ای است که بازآفرینی از پروژه به «راهبرد شهری» تبدیل می‌شود.

 

 تبریز را نمی‌توان بازآفرینی کرد، مگر اینکه ابتدا آن را بشناسیم

دومین بخش از روایت دکتر احد نژادابراهیمی، تصویری از تبریز ارائه می‌کند که در آن هویت شهر بسیار گسترده‌تر از بناهای منفرد تاریخی است.

از محور منصور تا صاحب‌الامر، از محله‌های پاساژ و چوخورلار تا درب گجیل و چهارراه منصور، از باغ‌های تاریخی تا ساختار دفاعی شهر، از خانه‌های تاریخی و کاروانسراها تا کارخانه‌های قدیمی و بازار تبریز، مجموعه‌ای از عناصر در طول زمان هویت شهر را شکل داده‌اند.

مسئله اصلی از نگاه نژادابراهیمی، تنها از دست رفتن چند بنا نیست؛ بلکه از دست رفتن ارتباط میان عناصر مختلفی است که در کنار هم «تبریز» را ساخته‌اند.

به همین دلیل، مفهوم «ژن شهری» در این گفت‌وگو اهمیت پیدا می‌کند. اگر هر شهر ژن خاص خود را دارد، بازآفرینی نیز باید از شناخت و تقویت همین ژن آغاز شود؛ نه از انتقال یک الگوی آماده به شهر.

تبریز برای بازآفرینی، پیش از هر چیز نیازمند شناسایی داشته‌های خود است؛ داشته‌هایی که برخی هنوز زنده‌اند، مانند بازار، برخی در حال فراموشی‌اند، مانند بسیاری از محله‌ها و باغ‌های تاریخی، و برخی دیگر تنها در اسناد و حافظه تاریخی باقی مانده‌اند.

در این میان، نقش مردم و اصناف نیز اهمیت دارد. تجربه بازار تبریز از نگاه نژادابراهیمی نشان می‌دهد که مشارکت اجتماعی می‌تواند بخشی از فرآیند حفاظت و احیای شهر باشد.

 

هیات تحریریه:

  • سید کمال هاشمی 
  • پویا مودتی 
  • محمدرضا آخوندی 

 


ارسال نظر


رویداد

کلیه حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ می باشد.