کد خبر: 3651 زمان انتشار: 03:07:55 - 1405/05/27
اختصاصی رسانه تخصصی اخبار معماری؛ آینده متعلق به پایداریِ قابل سنجش است؛ زبان جدید پایداری در دهه آینده | اعداد جای وعده‌ها را می‌گیرند

شاید بزرگ‌ترین تغییر در مفهوم پایداری نه ظهور یک فناوری جدید، بلکه تغییر یک پرسش ساده باشد؛ «چه کرده‌اید؟» جای خود را به «چقدر اثرگذار بوده‌اید؟» داده است. دهه آینده، عصر پایان پایداری مبتنی بر ادعا خواهد بود؛ دوره‌ای که شرکت‌ها نه با تعداد گزارش‌های ESG و نه با وعده‌های بلندپروازانه Net Zero، بلکه با داده‌هایی که می‌توانند ارائه کنند قضاوت خواهند شد.

برای سال‌ها، پایداری بیش از آنکه یک نظام اندازه‌گیری باشد، به یک روایت سازمانی تبدیل شده بود. گزارش‌های صدها صفحه‌ای منتشر می‌شدند، اهداف ۲۰۳۰ و ۲۰۵۰ تعیین می‌شدند و شرکت‌ها از کاهش انتشار کربن، توسعه پایدار و مسئولیت اجتماعی سخن می‌گفتند. اما مسئله اصلی همواره پابرجا ماند؛ چگونه می‌توان میان ادعا و واقعیت تمایز قائل شد؟ به‌نظر می‌رسد اکنون جهان در آستانه یک تغییر پارادایم قرار گرفته است. دیگر پرسش اصلی این نیست که یک شرکت چقدر درباره پایداری صحبت می‌کند، بلکه این است که چه میزان از اثرات زیست‌محیطی، اجتماعی و اقتصادی خود را می‌تواند اندازه‌گیری، اثبات و منتشر کند. پایداری از یک مفهوم اخلاقی و تبلیغاتی، به یک مسئله زیرساختی، داده‌محور و قابل سنجش تبدیل شده است.

گزارش ۲۰۲۵ شرکت Arcadis را می‌توان یکی از نشانه‌های این تغییر دانست. آنچه این گزارش را از بسیاری از گزارش‌های متعارف ESG متمایز می‌کند، نه تعداد پروژه‌ها یا اهداف اعلام‌شده، بلکه تلاش برای تعریف یک زبان جدید برای سنجش اثرگذاری است. پلتفرم Future IMPACT+ این شرکت، پایداری را به پنج مؤلفه قابل اندازه‌گیری شامل کربن، آب، اقتصاد چرخشی، سرمایه اجتماعی و طبیعت تبدیل کرده و تلاش می‌کند نشان دهد هر پروژه دقیقاً چه میزان اثر مثبت یا منفی تولید می‌کند. این تغییر ظاهراً کوچک، در واقع حامل یک تغییر بنیادین است؛ پایداری دیگر یک شعار نیست، بلکه به یک شاخص عملکرد تبدیل شده است.

این تغییر البته محدود به Arcadis نیست. مایکروسافت در گزارش پایداری ۲۰۲۶ خود برای نخستین‌بار اعلام کرد که میزان آب احیاشده در عملیات جهانی این شرکت از میزان برداشت آن فراتر رفته است. نکته مهم، خودِ این دستاورد نیست؛ بلکه تأکید بر قابلیت اندازه‌گیری آن است. کاهش حدود ۹۰ درصدی شدت مصرف آب نسبت به دو دهه گذشته، ثبت شاخص‌های بهره‌وری انرژی و اعلام نرخ ۹۲ درصدی بازیافت تجهیزات مراکز داده، نشان می‌دهد که حتی غول‌های فناوری نیز به‌خوبی دریافته‌اند که آینده پایداری به توانایی اثبات اثرگذاری وابسته است.

ملانی ناکاگاوا، مدیر ارشد پایداری مایکروسافت، در همین رابطه می‌نویسد: «نتایج امسال نشان داد که پیشرفت واقعی، به تغییر شیوه کار ما وابسته است.» جمله‌ای که شاید بتوان آن را فراتر از یک گزارش شرکتی تفسیر کرد؛ زیرا مسئله امروز، نه صرفاً داشتن اهداف بزرگ، بلکه داشتن سازوکارهایی برای اندازه‌گیری تحقق آن‌هاست.

از سوی دیگر، گزارش اخیر EcoVadis تصویری متفاوت و البته هشداردهنده از وضعیت موجود ارائه می‌کند. براساس این گزارش، ۸۰ درصد شرکت‌های مورد بررسی هیچ فرآیند مستندی برای شناسایی و مدیریت ریسک‌های پایداری در زنجیره تأمین خود ندارند. همچنین ۷۳ درصد شرکت‌ها فاقد گزارش‌دهی انتشار کربن در بخش بالادستی و ۷۷ درصد نیز فاقد داده‌های پایین‌دستی هستند. شاید نگران‌کننده‌ترین بخش این گزارش آن باشد که کمتر از یک درصد تأمین‌کنندگان جهان، داده‌های پایداریِ دقیق و قابل استفاده برای تصمیم‌گیری ارائه می‌کنند.

این اعداد، مسئله‌ای فراتر از یک ضعف مدیریتی را آشکار می‌کنند؛ بحران واقعی، بحران داده است. در جهانی که شرکت‌ها از هوش مصنوعی برای مدیریت پایداری سخن می‌گویند، فقدان داده‌های معتبر به این معناست که حتی پیشرفته‌ترین فناوری‌ها نیز قادر به سنجش واقعیت نخواهند بود. به تعبیر سیلوَن گیوتون، مدیر ارزیابی EcoVadis: «مسئله اندازه‌گیری، در خودِ زنجیره تأمین نهفته است و تنها با تعامل مستمر و نظام‌مند قابل حل خواهد بود.»

شاید بتوان گفت مهم‌ترین تحول دهه آینده، تغییر جایگاه پایداری در ساختار اقتصاد جهانی است. پایداری دیگر یک مزیت رقابتی اختیاری نخواهد بود، بلکه به بخشی از زیرساخت تصمیم‌گیری اقتصادی تبدیل می‌شود. سرمایه‌گذاران، دولت‌ها و حتی مصرف‌کنندگان دیگر به وعده‌های کلی بسنده نخواهند کرد. پرسش اصلی آن‌ها این خواهد بود که چه میزان انتشار کربن کاهش یافته است؟ چه مقدار آب ذخیره شده است؟ چه تعداد جامعه محلی از یک پروژه منتفع شده‌اند؟ و چه میزان از این داده‌ها توسط سازوکارهای مستقل قابل اعتبارسنجی هستند؟

در حوزه معماری، شهرسازی و توسعه زیرساخت نیز این تغییر اهمیت دوچندانی دارد. برای دهه‌ها، ساختمان‌های سبز با مجموعه‌ای از گواهینامه‌ها و استانداردها تعریف می‌شدند؛ اما آینده احتمالاً متعلق به پروژه‌هایی خواهد بود که بتوانند اثرگذاری خود را در طول چرخه حیات بنا اثبات کنند. دیگر صرف استفاده از مصالح بازیافتی یا نصب پنل‌های خورشیدی کافی نخواهد بود. پرسش این خواهد بود که این ساختمان در طول عمر خود چه میزان انتشار کربن را کاهش داده، چه اثری بر منابع آب گذاشته و چگونه کیفیت زندگی کاربران و جامعه پیرامون خود را بهبود بخشیده است.

از همین منظر، شاید بتوان گفت مفهوم پایداری در حال عبور از سومین نسل خود است. نسل نخست، بر حفاظت از محیط‌زیست تأکید داشت؛ نسل دوم، به گزارش‌دهی و مسئولیت‌پذیری سازمانی پرداخت و نسل سوم که اکنون در حال شکل‌گیری است، پایداری را به یک نظام داده‌محور و قابل اندازه‌گیری تبدیل می‌کند. در این نظام جدید، هر ادعا باید به یک شاخص، هر هدف به یک عدد و هر وعده به یک نتیجه قابل سنجش تبدیل شود.

ممکن است دهه آینده، دوران افول بسیاری از شعارهای سبز و ظهور شکل جدیدی از مسئولیت‌پذیری باشد؛ مسئولیت‌پذیری‌ای که نه در بیانیه‌های سازمانی، بلکه در داده‌ها، اعداد و اثرات واقعی معنا پیدا می‌کند.

پایداری، دیگر درباره آن چیزی نیست که شرکت‌ها می‌گویند. درباره آن چیزی است که می‌توانند اثبات کنند. و شاید مهم‌ترین پرسش برای معماری، شهرها و صنایع آینده نیز همین باشد؛ آیا هنوز می‌توان از توسعه پایدار سخن گفت، اگر نتوان اثر آن را اندازه‌گیری کرد؟

 

نگارش و تنظیم: پویا مودتی "معمار و پژوهشگر"

تصویر: پویا مودتی


ارسال نظر


رویداد

کلیه حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ می باشد.