با وجود هزاران ساختمان سبز، صدها تعهد Net Zero و میلیونها صفحه گزارش ESG، جهان همچنان درباره پایداری سخن میگوید. شاید دلیل آن روشن باشد؛ پایداری هیچگاه یک پاسخ قطعی نبوده است. هر نسل، پرسش تازهای از جهان داشته و پایداری نیز ناگزیر بوده است خود را با آن پرسشها دگرگون کند.

پایداری هیچگاه یک مفهوم ثابت نبوده است. شاید بزرگترین سوءبرداشت درباره آن، تصور رسیدن به نقطهای نهایی باشد؛ نقطهای که بتوان آن را پایان مسیر توسعه پایدار نامید. اما تاریخ سه دهه گذشته روایت دیگری را پیش روی ما قرار میدهد. پایداری، بیش از آنکه یک مقصد باشد، مسیری در حال تکامل است؛ مسیری که هر دهه، پرسشی تازه از جهان پرسیده و پاسخی متفاوت به بحرانهای زمانه خود داده است.
اگر به نخستین سالهای شکلگیری این مفهوم بازگردیم، مهمترین پرسش جهان این بود که چگونه میتوان طبیعت را کمتر تخریب کرد. حفاظت از منابع طبیعی، جنگلها و گونههای زیستی مهمترین دغدغه آن دوران بود. در آن زمان، پایدار بودن بیش از هر چیز به معنای احترام بیشتر به طبیعت تعریف میشد. جهان هنوز در ابتدای مسیر شناخت بحرانهای زیستمحیطی قرار داشت و مهمترین وظیفه، حفاظت از آن چیزی بود که به سرعت در حال از دست رفتن بود.
اما چند سال بعد، جهان دریافت که حفاظت از طبیعت به تنهایی کافی نیست. توسعه انسانی باید آسیب کمتری به محیطزیست وارد میکرد. ساختمانها باید انرژی کمتری مصرف میکردند، صنایع باید مصرف منابع خود را کاهش میدادند و فناوریها ناگزیر بودند مسئولیت بیشتری در قبال محیط پیرامون خود بپذیرند. در این دوره، پرسش اصلی دیگر حفاظت از طبیعت نبود، بلکه کاهش اثرات مخرب توسعه انسانی بود. پایداری تلاش میکرد جهان را به سمت «کمتر آسیب رساندن» هدایت کند.
با ورود به دهههای بعد، بحرانهای اقلیمی ابعاد تازهای پیدا کردند. دیگر مسئله تنها مصرف انرژی یا کاهش آلایندگی نبود. جهان نیازمند زبان مشترکی برای مسئولیتپذیری بود. اهداف Net Zero، گزارشهای ESG و سیاستهای کربنزدایی تلاش کردند چنین زبانی را ایجاد کنند. پایداری از محیطزیست فراتر رفت و اقتصاد، سیاستگذاری، سرمایهگذاری و مسئولیت اجتماعی را نیز دربر گرفت. برای نخستین بار، سازمانها و شرکتها نهتنها بر اساس آنچه تولید میکنند، بلکه بر اساس میزان مسئولیتی که میپذیرند مورد ارزیابی قرار گرفتند.
با این حال، جهان امروز بار دیگر پرسشی تازه مطرح کرده است؛ آیا تعهدات برای قضاوت درباره پایداری کافی هستند؟
به نظر میرسد مهمترین تحول دهه اخیر را باید در همین پرسش جستوجو کرد. جهان در حال عبور از دوران پایداریِ مبتنی بر ادعا به دوران پایداریِ مبتنی بر اثرگذاری است. اگر روزگاری حفاظت از طبیعت مهمترین معیار بود و سالها بعد کاهش آسیب و مسئولیتپذیری اهمیت پیدا کرد، امروز پرسش دیگری مطرح میشود؛ پایداری دقیقاً چه چیزی را تغییر داده است؟
شاید بتوان گفت زبان پایداری در حال تغییر است. جهان دیگر تنها به دنبال شنیدن وعدهها نیست، بلکه انتظار دارد نتایج آنها را ببیند. ساختمانها، شهرها، شرکتها و زیرساختهای آینده ناگزیر خواهند بود میزان اثرگذاری خود را اندازهگیری و اثبات کنند. اینکه چه میزان از انتشار کربن کاهش یافته، چه مقدار آب مصرف شده، چه سهمی در تابآوری شهرها ایجاد شده و چگونه کیفیت زندگی جوامع انسانی ارتقا یافته است، بیش از گذشته اهمیت پیدا خواهد کرد.
این تغییر نگاه تنها به معماری و صنعت ساختمان محدود نمیشود. توسعه هوش مصنوعی و مراکز داده، پرسشهای تازهای درباره مصرف انرژی و آب مطرح کردهاند. شهرهای آینده باید تابآورتر از گذشته باشند و فناوریهای نوین نیز ناگزیرند علاوه بر نوآوری، مسئولیتپذیرتر عمل کنند. به همین دلیل، مفهوم «اثرگذاری قابل اندازهگیری» بهتدریج در حال تبدیل شدن به یکی از مهمترین روایتهای توسعه پایدار است.
اما شاید این نیز آخرین فصل پایداری نباشد.
اگر هر نسل، پرسش تازهای از جهان داشته است، شاید پرسش نسل آینده این باشد که چگونه میتوان آنچه را از دست رفته است، دوباره احیا کرد. اگر پایداری دیروز تلاش میکرد کمتر آسیب برساند، پایداری فردا احتمالاً باید بتواند تأثیری مثبت بر جهان پیرامون خود بگذارد. ساختمانهای آینده ممکن است تنها مصرفکننده کمتر انرژی نباشند، بلکه در تولید آن نیز نقش ایفا کنند. شهرها ممکن است تنها کربن کمتری تولید نکنند، بلکه بتوانند در احیای منابع طبیعی و ارتقای کیفیت زندگی نیز سهیم باشند.
شاید مهمترین اشتباه آن باشد که Net Zero را پایان راه بدانیم. همانگونه که حفاظت از طبیعت آخرین تعریف پایداری نبود، اهداف کربنزدایی و گزارشهای ESG نیز احتمالاً آخرین روایت آن نخواهند بود. پایداری، خود را متناسب با بحرانهای هر عصر بازآفرینی میکند و آنچه امروز از آن انتظار میرود، با انتظارات جهان در دهه آینده نیز یکسان نخواهد بود.
شاید مهمترین تغییر پیش روی توسعه پایدار، ظهور فناوریهای جدید یا ساختمانهای هوشمند نباشد؛ بلکه تغییر زبان پایداری باشد. زبانی که در آن، وعدهها جای خود را به دادهها میدهند، مسئولیتها با نتایج سنجیده میشوند و اثرگذاری، مهمترین معیار قضاوت خواهد بود.
در چنین آیندهای، دیگر پرسش این نخواهد بود که چه کسی از پایداری سخن میگوید، بلکه این خواهد بود که چه کسی توانسته است آن را اندازهگیری کند، اثبات کند و یک گام فراتر، بیش از آنچه مصرف کرده است به جهان بازگرداند.
شاید پایداری هیچگاه یک پاسخ نبوده است؛ پایداری، پرسشهای تازه هر نسل از جهان است.
نگارش و تنظیم: پویا مودتی "معمار و پژوهشگر"
تصویر: پویا مودتی