گروهی از دفاتر معماری از نقش سنتی «انتخاب مصالح» فراتر رفتهاند و خودشان وارد فرآیند توسعه، آزمایش و تولید مصالح شدهاند؛ از کنف و خاک حاصل از حفاری پروژهها گرفته تا ترکیبات جدیدی از سنگ، پوسته صدف، رنگدانه و بتن.
به گزارش رسانه " اخـبــار معـمـاری "، معماری بهطور سنتی حرفهای بوده که در آن طراح، مصالح موجود در بازار را بررسی میکند، ویژگیهای آنها را مقایسه میکند و مناسبترین گزینه را برای پروژه انتخاب میکند. اما برخی دفاتر معماری در حال تغییر این روند هستند و به جای آنکه صرفاً مصرفکننده محصولات ساختمانی باشند، خودِ مصالح را توسعه میدهند.
گزارش تازه ArchDaily به فعالیت سه مجموعه Material Cultures، BC architects و Studio Ossidiana پرداخته است؛ دفاتری که پژوهش درباره ماده، فرآوری، ساخت و استفاده از آن در پروژه معماری را به یک بخش جداییناپذیر از فرآیند طراحی تبدیل کردهاند.
Material Cultures در زمینه توسعه مصالح زیستپایه فعالیت میکند و یکی از نمونههای اصلی فعالیت آن پروژه Flat House در مزرعه Margent Farm در کمبریجشایر است.
در این پروژه، کنف در زمینی حدود ۲۰ ایکر کشت شد و از آن برای توسعه پنلهای پیشساختهای استفاده شد که بخشی از یک سیستم ساخت برای پروژههای مسکونی با مقیاس بزرگتر بودند.
همکاری انجامشده در این پروژه همچنین به تولید یک محصول نمایشی از الیاف کنف منجر شد که برای نخستین بار در همین خانه مورد استفاده قرار گرفت.
اما از نگاه Material Cultures، مسئله فقط ساخت یک محصول جدید نیست. توسعه یک ماده جایگزین نیازمند شناخت کل اکوسیستم تولید است: ماده اولیه از کجا میآید؟ چه کسی آن را فرآوری میکند؟ چگونه به مصالح ساختمانی تبدیل میشود؟ و چه ساختار اقتصادی و سیاسی از این زنجیره پشتیبانی میکند؟
شاخه BC materials از مجموعه BC architects بر استفاده از موادی تمرکز دارد که معمولاً به عنوان ضایعات در نظر گرفته میشوند؛ از جمله خاک حاصل از حفاری، محصولات جانبی کشاورزی و پسماندهای ساختوساز.
این مواد پس از آزمایش و فرآوری میتوانند به بلوک، اندود، ملات، ترکیبات خاک کوبیده و سیستمهای پیشساخته ساختمانی تبدیل شوند.
BC materials هم مصالح اختصاصی متناسب با هر پروژه تولید میکند و هم محصولات استاندارد ارائه میدهد؛ بنابراین ترکیب و روش تولید ماده بر اساس کاربرد نهایی تغییر میکند.
در پروژه Regional House Edeghem که توسط BC architects طراحی شده، بلوکهای خاک فشرده ساختهشده از خاک رس محلی برای ایجاد طاقهای سازهای مورد استفاده قرار گرفتهاند و Hempcrete یا بتن کنفی، عایقبندی نما و سقف را بر عهده دارد.
در یک کارگاه سههفتهای حدود ۱۹ هزار بلوک تولید شد و پس از آن طی دو هفته، حدود ۳۱۲ مترمربع بتن کنفی در پروژه اجرا شد.
بیش از ۱۵۰ داوطلب در فرآیند تولید و اجرای این مصالح مشارکت کردند. در نتیجه، تولید مصالح بخشی از فرآیند ساخت و انتقال دانش میان طراحان، سازندگان و جامعه مشارکتکننده شد.
Studio Ossidiana نیز رویکرد متفاوتی دارد. این دفتر با تغییر مواد تشکیلدهنده و نسبت آنها، ترکیبات تازهای بر پایه بتن ایجاد میکند.
در این آزمایشها موادی مانند رنگدانه، سنگ، ماسه و سیمان با نسبتهای متفاوت ترکیب میشوند تا کیفیتهای بصری و حسی متفاوتی ایجاد کنند.
در پروژه Petrified Carpets، این تغییرات به تولید قطعاتی با رنگ، بافت و پرداخت سطحی متفاوت منجر شد.
نمونه دیگری از این رویکرد در Art Pavilion M در آلمیره دیده میشود؛ جایی که Studio Ossidiana مادهای با عنوان Surf and Turf Terrazzo را با استفاده از پوستههای محلی و مصالح سنگدانهای حاصل از فعالیتهای باغبانی توسعه داده است.
توسعه یک ماده در مقیاس آزمایشگاهی با استفاده از آن در یک ساختمان واقعی کاملاً متفاوت است.
وقتی ماده وارد فرآیند ساخت میشود، پرسشهایی مانند مقیاس، یکنواختی، روش تولید، مونتاژ، عملکرد و ترتیب ساخت مطرح میشوند.
ویژگیهای فیزیکی ماده حتی میتواند بر ساختار سازهای، پوسته ساختمان، پوششهای نهایی و توالی اجرای پروژه تأثیر بگذارد.
همچنین برای تولید مصالح در مقیاس واقعی، به تجهیزات، زمان و نیروی انسانی متخصص نیاز است.
این روند نشان میدهد که مرز میان «طراحی» و «تولید» در حال کمرنگشدن است.
در ساختار سنتی، تولیدکننده مصالح پیش از ورود معمار به فرآیند طراحی، ماده را آماده میکند و معمار از میان گزینههای موجود انتخاب میکند. اما در مدل جدید، معمار میتواند از مرحله تأمین ماده اولیه، ساخت ترکیب، آزمایش و نمونهسازی تا تولید و اجرای نهایی حضور داشته باشد.
به این ترتیب، تولید مصالح دیگر مرحلهای خارج از معماری نیست، بلکه میتواند به بخشی از خود فرآیند معماری تبدیل شود.
این تغییر همچنین میتواند معماری را بیش از گذشته به حوزههایی مانند اقتصاد چرخشی، استفاده از منابع محلی، کاهش وابستگی به زنجیرههای تأمین جهانی و ساختوساز پایدار نزدیک کند.