روز جهانی معماری شاید بیش از آنکه به تبریک نیاز داشته باشد، به یک مکث و چند پرسش جدی نیاز دارد؛ آیا افزایش نمایشگاهها، نشستها، همایشها و رویدادهای معماری به معنای پویایی این حوزه است؟ یا بخشی از این فعالیتها تنها به ویترینی برای دیدهشدن تبدیل شدهاند؟ در شرایطی که معماری ایران با مسائل جدی در حوزه کیفیت فضا، هویت، میراث، محیطزیست و زیست شهری مواجه است، وقت آن رسیده درباره کیفیت گفتوگوهای معماری، جایگاه تخصص و مسئولیت معماران و شهرسازان در فضای عمومی دوباره فکر کنیم.

اما پرسش اصلی اینجاست: آیا فضای حرفهای و رسانهای معماری ایران امروز به اندازهای که رویداد تولید میکند، اندیشه تولید میکند؟
در سالهای اخیر تعداد نمایشگاهها، نشستها، همایشها، پنلها و برنامههای مرتبط با معماری افزایش یافته است. در نگاه نخست، این اتفاق میتواند نشانهای از پویایی جامعه معماری باشد؛ اما افزایش تعداد رویدادها الزاماً به معنای افزایش کیفیت نیست.
گاهی نمایشگاه معماری بیش از آنکه بستری برای ارائه یک ایده، تجربه یا دستاورد حرفهای باشد، به فضایی برای نمایش تبدیل میشود؛ مجموعهای از تصاویر، ماکتها و آثار که پس از چند روز جمع میشوند، بدون آنکه پرسشی جدی در ذهن مخاطب باقی گذاشته باشند.
نمایشگاه زمانی ارزشمند است که چیزی برای دیدن، فهمیدن و دوباره اندیشیدن به ما بدهد؛ نه صرفاً چیزی برای افتتاح کردن.
همین مسئله درباره نشستها و پنلهای معماری نیز قابل طرح است. نشست تخصصی زمانی معنا پیدا میکند که مسئلهای واقعی را به بحث بگذارد، دیدگاههای متفاوت را روبهروی یکدیگر قرار دهد و مخاطب را با پرسشهای تازهای مواجه کند. اما اگر نشست صرفاً برای پر کردن تقویم رویدادها برگزار شود، اگر موضوع آن تکراری باشد و اگر انتخاب سخنرانان بیش از تخصص و تجربه، بر اساس مناسبات و میزان دیدهشدن افراد صورت گیرد، حاصل آن چیزی فراتر از چند ساعت سخنرانی و چند عکس یادگاری نخواهد بود.
مشکل از برگزاری نشست نیست؛ مشکل زمانی آغاز میشود که «برگزاری» جای «اثرگذاری» را بگیرد.
از سوی دیگر، نمیتوان نسبت به مسئله تخصص بیتفاوت بود. معماری و شهرسازی حوزههایی پیچیده و میانرشتهای هستند و درباره آنها میتوان از منظرهای مختلف سخن گفت؛ اما میان «داشتن نظر» و «داشتن صلاحیت حرفهای برای اظهارنظر تخصصی» تفاوت وجود دارد.
جامعه معماری نیازمند گفتوگوی باز و حضور دیدگاههای متنوع است، اما این گفتوگو زمانی میتواند سازنده باشد که تخصص، تجربه، مطالعه و مسئولیت حرفهای نیز در آن جایگاه خود را حفظ کند.
نباید اجازه داد که در فضای معماری، تعداد دنبالکنندگان، میزان دیدهشدن یا حضور مداوم در رویدادها، به جای دانش، تجربه و اثر حرفهای افراد بنشیند.
این وضعیت یک پیامد مهم دیگر نیز دارد: کاهش ارزش نقد.
وقتی فضای حرفهای بیش از اندازه به تعریف و تمجید، روابط و ملاحظات وابسته شود، نقد معماری به حاشیه میرود. در چنین شرایطی ممکن است پروژهای بدون بررسی جدی منتشر شود، نمایشگاهی بدون ارزیابی محتوایی برگزار شود و نشستی بدون آنکه کسی از کیفیت آن بپرسد، به پایان برسد.در حالی که معماری بیش از هر زمان دیگری به نقد نیاز دارد.
نقد حرفهای به معنای تخریب نیست. اتفاقاً جامعهای که نقد میکند، برای حرفه خود ارزش قائل است. معماری بدون گفتوگوی انتقادی، بهتدریج از یک حوزه اندیشهمحور به حوزهای صرفاً نمایشی تبدیل خواهد شد؛ جایی که «دیدهشدن» از «اثرگذاری» مهمتر میشود.
این مسئله زمانی جدیتر میشود که فاصله میان دانشگاه، حرفه، رسانه و مدیریت شهری را نیز در نظر بگیریم. دانشگاه گاهی درگیر تولید مقالات و پایاننامههایی میشود که ارتباط محدودی با مسائل واقعی شهر دارند؛ حرفه نیز درگیر پروژهها و مسائل اقتصادی روزمره است؛ مدیریت شهری با مسائل اجرایی و مدیریتی مواجه است و رسانه معماری نیز در بسیاری موارد میان اطلاعرسانی، تبلیغ و تولید محتوای تخصصی سرگردان میماند.
در این میان، آنچه بیش از همه به آن نیاز داریم، گفتوگوی واقعی میان این چهار حوزه است.
معماری ایران امروز با مسائل بسیار جدیتری از آنچه در بسیاری از نشستها و نمایشگاهها میبینیم، مواجه است؛ از بحران هویت و کیفیت فضاهای شهری گرفته تا تخریب میراث معماری، گسترش ساختوسازهای بیکیفیت، بحران محیطزیست، تغییرات اقلیمی، ضعف کیفیت زندگی شهری، مسئله مسکن، فرسودگی بافتهای تاریخی و فاصله روزافزون میان شهر و نیازهای واقعی شهروندان.
برای چنین مسائلی، صرفاً به رویدادهای بیشتر نیاز نداریم؛ به مسئلهشناسی، پژوهش، گفتوگوی تخصصی، نقد صریح و تصمیمهای مسئولانه نیاز داریم.
و شاید اینجا همان نقطهای باشد که مسئولیت معماران و شهرسازان متخصص بیش از گذشته اهمیت پیدا میکند.
اگر امروز از ضعف بخشی از فضای معماری گلایه داریم، بخشی از پاسخ در دست خود جامعه حرفهای است. نمیتوان از کمرنگ بودن صدای تخصص شکایت کرد، اما همزمان متخصصان از حضور در عرصه عمومی فاصله بگیرند.
خلأ را نمیتوان با گلایه پر کرد؛ باید وارد میدان شد.
معماران، شهرسازان، پژوهشگران، استادان دانشگاه و متخصصان حوزه میراث باید بیش از گذشته در فضای عمومی حضور پیدا کنند؛ بنویسند، گفتوگو کنند، نقد کنند، نشستهای مسئلهمحور برگزار کنند، نمایشگاههای دارای محتوای واقعی شکل دهند، رسانه را جدی بگیرند و از دانش تخصصی خود برای اثرگذاری بر جامعه استفاده کنند.
فعال شدن جامعه متخصص به معنای کنار زدن دیگران نیست؛ بلکه به معنای بازگرداندن وزن تخصص به گفتوگوی عمومی درباره معماری و شهر است.
شاید یکی از مهمترین وظایف رسانههای تخصصی نیز همین باشد: ایجاد فضایی برای شنیده شدن صدای متخصصان، طرح پرسشهای دشوار، نقد جریانهای موجود و جلوگیری از آنکه معماری صرفاً در سطح تصویر، رویداد و خبر باقی بماند.
روز جهانی معماری میتواند یک نقطه مکث باشد؛ فرصتی برای اینکه از خودمان بپرسیم:
آیا رویدادهایی که برگزار میکنیم، چیزی به دانش معماری اضافه میکنند؟
آیا نمایشگاههایی که برپا میکنیم، مخاطب را به فکر کردن وامیدارند؟
آیا نشستهایی که برگزار میشوند، مسئلهای از شهر و معماری را روشنتر میکنند؟
آیا رسانههای معماری صرفاً خبر منتشر میکنند یا به شکلگیری گفتمان تخصصی نیز کمک میکنند؟
و مهمتر از همه، آیا ما به اندازهای که درباره وضعیت معماری ایران حرف میزنیم، برای تغییر آن مسئولیت میپذیریم؟
شاید وقت آن رسیده باشد که از معماریِ صرفاً ویترینی فاصله بگیریم؛ از رویدادهایی که صرفاً برگزار میشوند، نشستهایی که صرفاً برگزارکننده و سخنران دارند و نمایشگاههایی که پس از پایان، چیزی جز چند تصویر در آرشیو باقی نمیگذارند.
معماری ایران بیش از هر چیز به اندیشه، تخصص، تجربه، نقد، مسئولیتپذیری و شجاعت حرفهای نیاز دارد.
روز جهانی معماری مبارک؛
اما شاید امسال به جای یک تبریک ساده، بهتر باشد یک سؤال جدی با خودمان به همراه ببریم:
ما برای معماری ایران چه کردهایم؛ و از این پس قرار است چه تغییری ایجاد کنیم؟
سیدکمال هاشمی