کد خبر: 3724 زمان انتشار: 13:41:10 - 1405/07/13
اختصاصی رسانه تخصصی اخبار معماری؛ روایت تازه از معماری ایران؛ متروپلیس چگونه معماری هومن بالازاده را می‌بیند؟

مجله بین‌المللی متروپلیس در گفت‌وگویی با هومن بالازاده، معمار ایرانی و بنیان‌گذار هوبا دیزاین، به بررسی رویکرد این دفتر در استفاده از مصالح، نور، بازشوها، فناوری و مهارت ساخت پرداخته است؛ حضوری که فراتر از انتشار یک مصاحبه، تصویری از بخشی از معماری معاصر ایران را در یکی از رسانه‌های معتبر بین‌المللی معماری و طراحی ارائه می‌کند.

به گزارش رسانه " اخـبــار معـمـاری  "، معماری ایران بار دیگر در یکی از رسانه‌های شناخته‌شده بین‌المللی معماری و طراحی مورد توجه قرار گرفته است. مجله آمریکایی متروپلیس[1] در مطلبی[2] به سراغ هومن بالازاده و دفتر HOOBA Design Group رفته و در قالب یک گفت‌وگو، درباره ریشه‌های فکری، استفاده از مصالح، نور، بازشوها، فناوری و اهمیت ساخت و مهارت در معماری این دفتر پرسش کرده است. این حضور را می‌توان فراتر از انتشار یک مصاحبه دانست؛ زیرا آنچه در این روایت مورد توجه قرار گرفته، بخشی از ویژگی‌هایی است که معماری معاصر ایران را برای مخاطب بین‌المللی قابل خواندن می‌کند.

متروپلیس نیز رسانه‌ای نیست که صرفاً به نمایش تصاویر ساختمان‌ها بسنده کند. این مجله که از سال ۱۹۸۱ فعالیت خود را آغاز کرده، از ابتدا معماری و طراحی را در ارتباط با فرهنگ، فناوری، جامعه و زندگی روزمره دنبال کرده است. رویکرد تحریریه آن بر توضیح چرایی و چگونگی شکل‌گیری یک اثر تأکید دارد؛ از همین رو در روایت پروژه‌ها، فرآیند طراحی، مصالح، ساخت، زمینه و دیدگاه طراح نیز در کنار تصویر نهایی قرار می‌گیرند. این رویکرد در طول بیش از چهار دهه به یکی از ویژگی‌های اصلی این مجله تبدیل شده و امروز نیز خود را رسانه‌ای متمرکز بر آینده معماری و طراحی و موضوعاتی مانند پایداری، فناوری و کیفیت محیط ساخته‌شده معرفی می‌کند.

در چنین بستری، انتخاب گروه معماری هوبا نیز معنادار است. متروپلیس در معرفی این دفتر، معماری آن را از مسیر «مصالح و نور» می‌خواند؛ پنجره‌ها، بازشوها، آجر، جزئیات اجرایی و تکنیک‌های ساخت در این روایت صرفاً عناصر فرمی نیستند، بلکه بخشی از یک زبان معماری معرفی می‌شوند که میان معماری معاصر و فرهنگ محلی در حال شکل‌گیری است.

هومن بالازاده در این گفت‌وگو، ریشه اصلی رویکرد دفتر خود را در گفت‌وگوی میان معماری معاصر و فرهنگ محلی تعریف می‌کند؛ اما نکته قابل توجه در این نگاه، فاصله گرفتن از بازتولید مستقیم فرم‌های تاریخی است. آنچه مورد توجه قرار می‌گیرد، «هوش فضایی»، مهارت ساخت و دانش محیطی معماری بومی است؛ عناصری که می‌توانند به جای تبدیل شدن به نشانه‌هایی تزئینی از گذشته، در قالب یک زبان معماری جدید بازتفسیر شوند. از این منظر، سنت نه یک تصویر برای تقلید، بلکه دانشی برای ادامه دادن است.

این نگاه را می‌توان در نحوه مواجهه HOOBA با بازشوها نیز مشاهده کرد. در معماری این دفتر، پنجره و شکاف صرفاً وسیله‌ای برای ورود نور یا تهویه نیستند؛ بلکه ابزاری برای تنظیم رابطه میان داخل و خارج، کنترل دید و حریم، قاب‌کردن منظر و شکل دادن به تجربه فضایی محسوب می‌شوند. ارجاع بالازاده به معماری سنتی ایران نیز در همین نقطه اهمیت پیدا می‌کند؛ جایی که نور فیلترشده، حیاط، پنجره و عمق فضایی، هم‌زمان کیفیت اقلیمی و کیفیت حسی معماری را شکل می‌دادند.

اما شاید مهم‌ترین بخش این روایت، جایی باشد که «مصالح» از سطح پوشش و ظاهر ساختمان فراتر می‌روند. تصاویر منتشرشده در متروپلیس نیز این ویژگی را به‌خوبی برجسته می‌کنند؛ آجر در پروژه‌های HOOBA نه یک پوسته تزئینی، بلکه عنصری است که می‌تواند هم‌زمان در شکل‌دهی به نما، فضای داخلی، نور، عملکرد حرارتی و حتی کیفیت صوتی ساختمان نقش داشته باشد. در پروژه دفتر مرکزی کهن سرام، برای نمونه، سه نوع آجر اختصاصی با برش‌ها و جزئیات متفاوت در کارخانه تولید شده و ترکیب آجر و شیشه به شکل‌گیری ماده‌ای با عملکردهای چندگانه کمک کرده است. متروپلیس همچنین اشاره می‌کند که همین آجر در برخی بخش‌ها به‌عنوان دیوار، عایق حرارتی و پرداخت داخلی و خارجی عمل می‌کند و در ساختمانی در مجاورت یک بزرگراه، به کاهش نفوذ صدا نیز کمک می‌کند.

این رویکرد در پروژه ساختمان دانشگاه صنعتی شریف وجه دیگری پیدا می‌کند؛ جایی که آجر با فناوری کنترل تابش خورشیدی ترکیب شده است. پنل‌های آجری سوراخ‌دار که به حسگرهای نور متصل‌اند، بر اساس تنظیمات کاربران در طبقات مختلف حرکت می‌کنند تا میزان تابش ورودی را کنترل کنند. در اینجا آجر از یک ماده سنتی به یک جزء فعال در عملکرد محیطی ساختمان تبدیل می‌شود؛ تغییری که نشان می‌دهد استفاده معاصر از مصالح بومی الزاماً به معنای حفظ شکل سنتی آنها نیست، بلکه می‌تواند به بازتعریف عملکردشان در مواجهه با فناوری‌های جدید منجر شود.

در واقع، همین پیوند میان ماده، فناوری و اقلیم یکی از نقاطی است که معماری هومن بالازاده را از یک بازی صرفاً فرمی با آجر و نور جدا می‌کند. در تصاویری که متروپلیس از پروژه‌های این دفتر منتشر کرده، الگوهای آجری، بازشوها و پوسته‌ها اگرچه در نگاه نخست واجد کیفیت بصری مشخصی هستند، اما پشت این تصویر، مسئله دیگری نیز جریان دارد: تلاش برای اینکه یک عنصر معماری بتواند چند مسئله را هم‌زمان پاسخ دهد؛ از کنترل نور و حرارت گرفته تا حریم، تجربه فضایی و هویت بصری.

این موضوع در پروژه‌های مختلف HOOBA به شکل‌های متفاوت تکرار می‌شود. از جزئیات آجری پیکسلی در کافه اسپریس[3] گرفته تا استفاده از شاخه‌های درخت توت دست‌بافت میان دو لایه شیشه در ساختمان اداری برای تعدیل نور خورشید، ماده در این پروژه‌ها صرفاً انتخاب نهایی طراح نیست؛ بخشی از فرآیند طراحی است و گاه با همکاری مستقیم صنعتگر، تولیدکننده و مجری به وجود می‌آید.

همین مسئله، مفهوم «ساخت» را نیز به یکی از بخش‌های مهم این روایت تبدیل کرده است. بالازاده در گفت‌وگو با متروپلیس، کیفیت ساخت را نتیجه دقتی می‌داند که از نخستین مراحل طراحی آغاز می‌شود و تا اجرا ادامه پیدا می‌کند؛ از نقشه‌های دقیق و نمونه‌سازی گرفته تا ساخت ماکت‌های یک‌به‌یک و نظارت مستمر در کارگاه. در این نگاه، صنعتگر و پیمانکار صرفاً حلقه‌های انتهایی یک زنجیره طراحی نیستند، بلکه بخشی از فرآیند شکل‌گیری معماری‌اند.

این تأکید بر «craft» نیز تصادفی نیست. هوبا دیزاین در سال ۲۰۲۶ عنوان Best in Craft را در Architizer A+Awards دریافت کرده است و بالازاده در این مصاحبه، مهارت را صرفاً به ظرافت جزئیات تقلیل نمی‌دهد؛ بلکه آن را نوعی شیوه اندیشیدن به معماری می‌داند که از تناسب و ترکیب فضایی تا نحوه اتصال و پیرشدن مصالح در طول زمان را دربرمی‌گیرد.

از این منظر، شاید اهمیت این مطلب برای معماری ایران تنها در این نباشد که یک دفتر معماری ایرانی در یک رسانه بین‌المللی معرفی شده است. اهمیت اصلی در نوع روایتی است که از این معماری ارائه شده: معماری ایران نه به‌عنوان بازتولیدکننده‌ای از فرم‌های تاریخی، بلکه به‌عنوان بستری برای بازخوانی دانش بومی، مصالح سنتی، ساخت‌و‌ساز دقیق و پاسخ‌های اقلیمی در زبان معاصر.

برای معماری ایران که بخش مهمی از میراث آن با آجر، سایه، حیاط، عمق، نور کنترل‌شده و مهارت‌های اجرایی پیوند خورده است، این روایت می‌تواند قابل تأمل باشد. مسئله این نیست که یک معمار ایرانی توانسته است از یک رسانه جهانی بازنمایی بگیرد؛ مسئله مهم‌تر آن است که کدام بخش از معماری ایران توانسته این مسیر را طی کند و برای مخاطبی خارج از زمینه خود معنا پیدا کند.

در روایت متروپلیس، پاسخ تا حدی روشن است: معماری‌ای که به جای استفاده نمادین از گذشته، دانش آن را به زبان امروز ترجمه می‌کند؛ معماری‌ای که مصالح را از سطح نما به سطح عملکرد می‌آورد؛ و معماری‌ای که فناوری را نه برای نمایش، بلکه برای تقویت رابطه میان انسان، محیط و ساختمان به کار می‌گیرد. شاید همین ویژگی‌هاست که باعث می‌شود تصویری که از هومن بالازاده و هوبا دیزاین در این رسانه شکل گرفته، صرفاً تصویر یک «معمار ایرانی» نباشد؛ بلکه تصویری از یک مسیر ممکن برای معماری معاصر ایران باشد.

و در نهایت، شاید پرسش مهم‌تر از «آیا معماری ایران در رسانه‌های بین‌المللی دیده می‌شود؟» این باشد که وقتی دیده می‌شود، با چه روایتی دیده می‌شود؛ آیا همچنان با گذشته و نشانه‌های آشنای آن تعریف خواهد شد، یا می‌تواند دانش، ماده، اقلیم و فرهنگ خود را به زبان معماری معاصر تبدیل کند؟

 

منبع:  METROPOLIS

تصاویر: هوبا دیزاین

نگارش و تنظیم: پویا مودتی | معمار و پژوهشگر حوزه معماری و انرژی

 

 

[1] METROPOLIS

[2] HOOBA Design Group Crafts with Materials and Light

[3] Espriss Cafe


ارسال نظر


رویداد

کلیه حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ می باشد.