کد خبر: 3725 زمان انتشار: 15:56:27 - 1405/07/13
اختصاصی رسانه تخصصی اخبار معماری؛ آنچه پس از رفتن معمار اتفاق می‌افتد؛ روایت داوود بروجنی در METROPOLIS

مجله بین‌المللی متروپلیس در مطلبی درباره پروژه کارخانه پلیمر شمیم در اشتهارد ایران، با داوود بروجنی به سراغ پرسشی متفاوت درباره معماری صنعتی رفته است: پس از آنکه معمار ساختمان را ترک می‌کند، چه اتفاقی برای معماری می‌افتد؟ پاسخ بروجنی از مشاهده رفتار روزمره کارگران آغاز می‌شود؛ از فضاهای غیررسمی استراحت و گفت‌وگو تا تغییراتی که کاربران به‌تدریج در محیط کار ایجاد می‌کنند؛ رویکردی که کارخانه را از یک فضای صرفاً تولیدی به محیطی برای کار، زندگی و شکل‌گیری روابط انسانی تبدیل می‌کند.

مجله بین‌المللی متروپلیس[1] در مطلبی[2]، به سراغ پرسشی متفاوت درباره معماری صنعتی رفته است: پس از آنکه معمار ساختمان را ترک می‌کند، چه اتفاقی برای معماری می‌افتد؟ روایت داوود بروجنی در این پروژه نشان می‌دهد که پاسخ را نمی‌توان تنها در فرم، مصالح یا عملکرد ساختمان جست‌وجو کرد؛ بخشی از معماری زمانی شکل می‌گیرد که کاربران وارد آن می‌شوند و زندگی روزمره خود را به فضا اضافه می‌کنند.

پروژه بخش فرایند کارخانه پلیمر شمیم در اشتهارد، در محدوده‌ای نیمه‌صنعتی در نزدیکی تهران، ساختمانی با مساحت حدود ۲۱۹۹ مترمربع است که از دو حجم نامتقارن با پوشش ورق‌های آهنی خام شکل گرفته است. در نگاه نخست، پروژه همچنان به منطق آشنای معماری صنعتی وفادار است؛ سازه فولادی، هندسه کاربردی و مصالحی که با فضای کارخانه تناسب دارند. اما همین ساختار متعارف، نقطه آغاز تلاش بروجنی برای ایجاد هویتی متفاوت است؛ به‌گونه‌ای که ساختمان از یک سوله صنعتی معمولی فاصله بگیرد، بدون آنکه منطق ساخت و عملکرد صنعتی خود را کنار بگذارد.

یکی از دو حجم به هندسه‌ای نزدیک به ساختمان‌های صنعتی متعارف باقی می‌ماند، در حالی که حجم دیگر با همان منطق سازه‌ای اندکی تغییر می‌کند. این تفاوت ظریف، به جای آنکه صرفاً یک بازی فرمی باشد، بخشی از پاسخ پروژه به مسئله هویت معماری در محیط‌های صنعتی است؛ محیطی که معمولاً اولویت اصلی آن ماشین‌آلات، خط تولید، دسترسی، لجستیک و بهره‌وری است و معماری در بسیاری از موارد به پوسته‌ای برای پوشاندن این فرایندها تقلیل پیدا می‌کند.

اما ایده اصلی پروژه از فرم آغاز نمی‌شود. بروجنی پیش از ساخت این کارخانه، تجربه طراحی یک کارخانه دیگر برای همین کارفرما را داشت و پس از پایان آن پروژه، برای مدت سه سال به محل بازمی‌گشت و نحوه استفاده واقعی کارگران از فضا را مشاهده می‌کرد. آنچه در این مشاهده‌ها اهمیت داشت، فاصله میان آن چیزی بود که معمار تصور می‌کند و آن چیزی که در زندگی روزمره واقعاً اتفاق می‌افتد. فضاهای صنعتی فقط بر اساس نقشه و برنامه عملکردی استفاده نمی‌شوند؛ کاربران در طول زمان مسیرهای خود، محل‌های مکث، گفت‌وگو و استراحت و حتی فضاهای غیررسمی خود را پیدا می‌کنند.

از همین منظر، ورق‌های آهنی خام پروژه نیز تنها یک انتخاب زیبایی‌شناختی نیستند. گردوغبار، تغییرات آب‌وهوایی، فرسودگی و ردپای کار مداوم بخشی از واقعیت یک کارخانه‌اند. پروژه به جای آنکه تلاش کند این نشانه‌های استفاده را پنهان کند و تصویری بیش از اندازه تمیز و کنترل‌شده از محیط صنعتی ارائه دهد، بخشی از شخصیت معماری را از همین فرایند می‌گیرد. بازشوهای شفاف نیز در میان دیوارهای صنعتی قرار گرفته‌اند تا نوعی گشودگی را به محیطی که معمولاً بسته و صرفاً عملکردگراست وارد کنند.

با این حال، اهمیت پروژه بیش از آنکه در این تغییرات فرمی و مادی باشد، در توجه به زندگی کارگران شکل می‌گیرد. بروجنی در مشاهده‌های خود متوجه فضاهایی شد که در برنامه رسمی کارخانه وجود نداشتند اما در زندگی روزمره کارکنان نقش مهمی پیدا کرده بودند؛ محل‌هایی برای یک گفت‌وگوی کوتاه، کشیدن سیگار، انتظار برای پایان یک فرایند یا فاصله گرفتن موقت از سروصدای کارخانه. این فضاهای به‌ظاهر «باقی‌مانده» نشان می‌دادند که زندگی واقعی ساختمان همیشه دقیقاً مطابق برنامه‌ای که معمار روی کاغذ تعریف کرده است پیش نمی‌رود.

در پروژه جدید، همین مشاهده به بخشی از طراحی تبدیل شد. اتاقک‌های شفاف برای استعمال سیگار در ساختمان پیش‌بینی شدند؛ نه به معنای تبلیغ یا ارزش‌گذاری بر این رفتار، بلکه به‌عنوان پذیرش واقعیتی که پیش‌تر در زندگی روزمره کارخانه وجود داشت. این تصمیم، نمونه‌ای از تغییر نگاه از «طراحی برای کار» به «طراحی برای انسانِ در حال کار» است؛ تفاوتی که ممکن است در ظاهر کوچک باشد، اما می‌تواند تعریف معماری صنعتی را تغییر دهد.

مشارکت کاربران حتی از این مرحله نیز فراتر رفت. کارگران کارخانه از حیوانات بی‌سرپرست اطراف مراقبت می‌کردند؛ سگی، لاک‌پشتی و حتی مرغ‌ها بخشی از این زندگی روزمره شدند. در ادامه، یک مرغدانی در مجموعه شکل گرفت و تخم‌مرغ‌ها به بخشی از صبحانه‌های مشترک کارکنان تبدیل شدند. شاید این اتفاق‌ها در نگاه نخست جزئیاتی حاشیه‌ای و حتی نامرتبط با معماری به نظر برسند، اما دقیقاً همین جزئیات هستند که پرسش اصلی پروژه را مطرح می‌کنند: آیا یک ساختمان پس از پایان ساخت، همچنان متعلق به معمار است یا کاربران نیز می‌توانند آن را به چیزی فراتر از برنامه اولیه تبدیل کنند؟

در اینجا مفهوم مشارکت نیز معنایی متفاوت پیدا می‌کند. مشارکت لزوماً به معنای برگزاری جلسات رسمی با کاربران یا دریافت فهرستی از خواسته‌های آنان پیش از طراحی نیست. در رویکرد بروجنی، مشارکت از مشاهده آغاز می‌شود؛ از گوش دادن به گفت‌وگوهای روزمره، دیدن عادت‌های کوچک و توجه به رفتارهایی که معمولاً در فرایندهای رسمی طراحی نادیده گرفته می‌شوند. کاربر نه فقط دریافت‌کننده یک فضای طراحی‌شده، بلکه یکی از عوامل شکل‌دهنده به آن است.

این نگاه، معماری صنعتی را از تعریف سنتی آن که عمدتاً بر تولید و بهره‌وری متمرکز است، یک گام فراتر می‌برد. کارخانه همچنان باید کارخانه باقی بماند؛ ماشین‌آلات باید کار کنند، جریان تولید باید مختل نشود و الزامات فنی و ایمنی پابرجا هستند. اما در کنار این ضرورت‌ها، انسان‌هایی حضور دارند که بخش قابل‌توجهی از زندگی روزانه خود را در همین محیط سپری می‌کنند. مسئله این پروژه، جایگزین کردن زندگی به جای تولید نیست؛ بلکه پذیرفتن این واقعیت است که تولید نیز در نهایت توسط انسان‌ها انجام می‌شود.

از این منظر، ارزش پروژه بروجنی الزاماً در ساختن یک ساختمان صنعتی متفاوت یا خلق یک فرم شاخص خلاصه نمی‌شود. شاید مهم‌ترین دستاورد آن، ایجاد چارچوبی باشد که کاربران بتوانند بخشی از آن را خودشان کامل کنند. معماری در اینجا به جای آنکه همه‌چیز را از پیش تعیین کند، بخشی از کنترل خود را کنار می‌گذارد و به اتفاقات پیش‌بینی‌نشده اجازه حضور می‌دهد.

این رویکرد پرسشی مهم‌تر را نیز درباره نقش معمار مطرح می‌کند. آیا موفقیت یک پروژه زمانی است که همه جزئیات آن مطابق خواست طراح باقی بماند، یا زمانی که ساختمان بتواند پس از پایان پروژه وارد زندگی واقعی شود و چیزهایی را در خود بپذیرد که حتی معمار پیش‌بینی نکرده است؟ پروژه بخش فرایند کارخانه پلیمر شمیم، از نگاه  متروپلیس، بیش از آنکه فقط درباره طراحی یک کارخانه باشد، درباره همین فاصله میان «ساختمان طراحی‌شده» و «ساختمان زیسته» است؛ جایی که معماری پس از رفتن معمار، تازه وارد مرحله دیگری از زندگی خود می‌شود.

 

منبع:  METROPOLIS

تصاویر:  Deed Studio / Davood Boroojeni Office

نگارش و تنظیم: پویا مودتی | معمار و پژوهشگر حوزه معماری و انرژی

 

[1] METROPOLIS

[2] Process Department of Shamim Polymer Factory


ارسال نظر


رویداد

کلیه حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ می باشد.